ترسناک و دوست داشتن
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

زمان های خیلی دور، در قاره گمشده لارامید، کوسموسراتوپس، جانوری شاخ دار با وزن 3 تنی و 15 شاخ خود پرسه می زد و در باتلاق هایی که خانه می نامیدشان، حکمرانی می کرد.
دایناسور که با تازگی کشف شده و «کوسموسراتوپس» نام گرفته است، 76 میلیون سال پیش، زندگی خوبی در سرزمین لارامید داشت. این سرزمین که امروزه منطقه غربی ایلات متحده و کانادا تا غرب مکزیک را تشکیل می دهد درآن زمان مکانی مجزا از نیمه شرقی قاره آمریکای شمالی بوده و دریایی بزرگ میان این دو سرزمین از شمال تا جنوب کشیده شده بود. اکثر جانورانی که دراین سرزمین جثه هایی بزرگ داشتند و وزن شان بین یک تا دو تن بود. برخی از معروف ترین ساکنان دیگر این سرزمین کوهستانی، شامل «هادروسور» های منقاراردکی، «آنکیلوسور» های زره پوش و «پاکی سفالوسور» های کله گنبدی می شوند.
کوسموسراتوپس در سال 2007 کشف شد اما همین چند ماه پیش برای نخستین بار گزارش و توصیف شد. آن زمان، اسکات ریچاردسون، عضو هیأت اعزامی دانشگاه یوتا در بخش جنوبی ایالت یوتا دو جمجمه با ظاهری متفاوت برخورد کرد که تا به حال مانند آنها کشف نشده بود و ناشناخته بودند. سنگواره ها نشان می دادند که این موجود عجیب، دارای شاخی بالای چشمانش بود و برآمدگی هایی هم دراستخوان های گونه داشت. دیرینه شناسان، این دو جانور با جمجمه هایی چنین بزرگ را یکی از بهترین نمونه های شناخته شده می دانند. اسکات سمپسون و همکارانش نام علمی این جانور را «spotarecomsok inosdrahcir» گذاشتند که «کوسموس» بر گرفته از کوسموس یونانی به معنی «آراسته» است، سراتوپس نیز پسوند کلی نام بیشتر دایناسورهای «شاخ دار» و به معنی «چهره ی شاخ دار» است؛ «ریچاردسونی» هم از نام ریچاردسون، کاشف سنگواره این دایناسور برگرفته شده است.
سال ها طول کشید تا مطالعات روی این فسیل به نتیجه برسد. الگوی شگفت انگیز شاخ های روی یقه پس سری کوسموسراتوپس، ابتدا محققان را گیج کرده بود، زیرا کاربرد این شاخ ها را نمی دانستند. این شاخ ها به کار مبارزه و شاخ به شاخ شدن یا دفاع در برابر شکارچی ها نمی آمدند، بلکه احتمالاً وزن اضافی آنها تحرک و پویایی جانور را هم کم می کرد. برای همین فعلاً دیرینه شناسان به این نتیجه رسیده اند که این ظاهر هیولاوار، به کار انتخاب جفت مناسب و تشخیص افراد گونه خودی را از گونه دیگر دایناسورهای شاخ دار بوده است؛ همان طورکه پره های دم طاووس یا شاخ های گوزن برای چنین کاربردی رشد کرده اند. احتمالاً شاخ های کوسموسراتوپس های نر موجب مرعوب کردن نرهای دیگر و جذب ماده ها می شده است. کوسموسراتوپس ها تنها دایناسورهایی نبودند که توسط ریچاردسون سر از خاک برکردند؛ «یوتاسراتوپس» (sptarechatU) هم در خلال پژوهش های ریچاردسون رازهای دیگری از جانوران قاره لارامید بر ملا کردند. این جانور که سه شاخ روی سرش قرار داشت، بیشتر به دلیل جثه اش مورد توجه قرار گرفت. جثه ای با وزن 3000 تا 4000 کیلوگرم و ارتفاعی بین 6 تا 7 متر که در مقایسه با کوسموسراتوپس ها (با وزن 2500 کیلوگرم و 5 مترارتفاع) بسیار قابل توجه است. پیش از حضور هیأت دانشگاه یوتا در این منطقه، دیرینه شناسان با معمای بزرگی بر سر بررسی بین انواع جانورانی که در شمال و جنوب لارامید زندگی می کردند، مواجه بودند؛ مجموعه ای ازجانوران وحشی که در سرزمینی با وسعت کم زندگی می کردند. در آنجا جانوران عظیم الجثه فراوانی حضور داشتند. حل این معما به دلیل فقدان اطلاعات بسیار مشکل است: تا مدت ها اکثر سنگواره های لارامید از آلبرتا (یکی از ایالت های کانادا) تنها شامل مجموعه ای از استخوان های پراکنده می شد که در شمال منطقه کشف شده اند. اما یک دهه تحقیق موجب کشف فسیل های گوشتخواران و گیاهخواران بزرگ و کوچک بسیاری به علاوه بقایای گیاهان، ماهیان، حشرات و دوزیستان در مناطق جنوبی شد. منطقه ای که سنگواره کوسموسراتوپس درآن پیدا شد، یکی از فسیل خیزترین قلمروهای لارامید است که وجود فسیل ها باعث تدوین نظریه های بهتری برای توضیح انفصال گونه های شمالی و جنوبی شد.
منبع:نشریه دانستنیها، شماره18.


 
راز بقا، سر سفره غذا
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:
نگاهی به شیوه های گوناگون غذا خوردن در حیوانات
به نظرمی رسد که سبک غذا خوردن در حیوانات به راحتی انسان ها باشد. اگر چه شما به راحتی می توانید موقع غذا خوردن از دستان تان استفاده کنید اما در مورد جانوران این گونه نیست. بسیاری ازآنها از راه های متعدد و شگفت انگیزی برای غذا خوردن استفاده می کنند. برای آنکه با شیوه تغذیه «دزدان اشک»، «خفاش شهد خوار»، «زرافه»، «موش کور پوزه ستاره ای» و ... آشنا شویم تا انتهای این مقاله با ما باشید.

موش کور پوزه ستاره ای
 

این جانور درمقایسه با «شرو» موجودی زیباتر است. این جانور را «مول» یا «موش کور پوزه ستاره ای» می نامند. روی پوزه ستاره ای آن 22 چنگک مجزا وجود دارد که این چنگک ها از 160 هزار اندام حسی پوشیده شده است. این موجود زشت و ترسناک می تواند در هر دقیقه همزمان 12 شیء متفاوت را لمس کند. او با سرعت بالا می تواند در عرض یک دقیقه با استفاده از پوزه ستاره ای طعمه خود را (که اغلب آنها از میان حشرات و کرم ها هستند) ببلعد. زیست شناسان این موجودات را جان سخت و با استعداد توصیف کرده اند.

راز بقا، سر سفره غذا

کرک مودار
 

«پرتاران» رده ای از کرم ها هستند که عموماً «کرم های مودار» (Bristle worms) نامیده می شوند. در واقع کلمه «بریستل» به معنای پرز یا مو است. این نوع کرم ها به دلیل اینکه بدنشان پوشیده از پرز است، این امکان برایشان فراهم شده که بتوانند به راحتی به اطراف حرکت کنند، اما شیوه غذا خوردن آنها باور نکردنی است. همان طور که درعکس می بینید این جانور دارای یک پوزه (زائده دهانی) محوری شکل است. محققان پوزه این جانور را به خرطوم فیل تشبیه کرده اند چون می تواند مانند خرطوم فیل پوزه خود را جمع کند. در واقع ساختار این پوزه به گونه ای است که درون بدن کرم به وجود آمده است. «کرم مودار» پس از اتمام غذایش عضلات پوزه اش را منقبض کرده و به درون بدنش جمع می کند.

کبوتر
 

اگرچه کبوترها به ظاهر پرندگانی کثیف و بسیار آرام و ساکت هستند. اما در واقع پرندگان بسیارباهوشی هستند. بسیاری از پرندگان به هنگام نوشیدن آب، ابتدا چند قطره آب را وارد دهان خود می کنند و بعد سر خود را بالا می برند تا آب از گلویشان پایین برود اما شیوه نوشیدن آب کبوترها در میان پرندگان منحصر به فرد است. منقار کبوترها همانند یک نی است و کبوتر به کمک آن به راحتی آب می نوشد.

شب پره های جمجمه دار
 

«شب پره های جمجمه دار» یا «بازبید»ها حشراتی هستند که زیاد هم کوچک به نظر نمی رسند اما خرطوم 14 اینچی آنها نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند. آنها می توانند مانند خفاش شهد خوار «لب لوله ای» از شهدهای غیر قابل دسترس (که خوردن آن برای بسیاری از پرندگان دیگر کاری محال و دست نیافتنی است) تغذیه کنند، با این تفاوت که این حشرات قادرند خرطوم تیز خود را تا زمانی که به آن احتیاج ندارند جمع کنند. «چالز داروین» طبیعت شناس مشهور، با دیدن ارکیده های پرشهد جزیره «ماداگاسکار» حشراتی مانند «شب پره های جمجمه دار» را که دارای اندام های مکشی متعدد و بی شماری هستند، کشف کرده بود. این حشرات تا سال ها پس از مرگ این طبیعت شناس هنوز ناشناخته بودند اما نتایج تحقیقات او در زمان حیاتش کمک زیادی به محققان برای شناختن این گونه حشره کرد.

شرو
 

راجع به فیل ها یا حتی موش های پوزه دار صحبت نمی کنیم. این حشره خوار آفریقایی که «شرو» نام دارد، صاحب دماغی جالب و دراز است. این جانور موش مانند از دماغ خود برای شکار عنکبوت ها، کرم ها و حشرات استفاده می کند. «شرو»ها یا موش های پوزه دراز دقیقاً همانند مورچه خوار، طعمه های خود را با مکش هوا (وکیوم) صید می کند. زیست شناسان در گذشته این موجودات را در زمره موش ها، جوجه تیغی و گونه ای از خرگوش ها قرار داده بودند. اما به نظر می رسد که آنها متعلق به میلیون ها سال پیش هستند و محققان توانسته اند در طول 2 سال گذشته نوع جدیدی از این گونه را در «تانزانیا» کشف کنند.

راز بقا، سر سفره غذا

کشتی چسب
 

«کشتی چسب»ها (Barnacle) جانورانی نرم تنی هستند که به زیر کشتی می چسبند. این نرم تنان عجیب الخلقه، شاخک های پر مانند ظریفی دارند. منبع تغذیه این جانوران جالب توجه، پلانکتون های روی صخره ها و بدنه کشتی هاست.

خفاش شهد خوار لب لوله ای
 

شاید تاکنون شنیده باشید آفتاب پرست ها شگفت انگیزترین زبان را دارند. در میان تمامی گونه های مهره داران، آفتاب پرست ها زبانی دارند که از کل بدنشان بزرگ تر است. اما در مورد پستانداران نوعی خفاش شهد خوار به نام «لب لوله ای» وجود دارد که دارای چنین خصوصیتی است. جالب است بدانید که این گونه خفاش دارای لب هایی لوله ای است و درجنگل های تاریک «اکوادور» زندگی می کند. این خفاش شهد خوار از زبان خود به عنوان ابزاری برای غذا خوردن استفاده می کند. او می تواند برای رسیدن به غذا، زبان خود را تا چهار سانتی متر و بدنش را به اندازه 21 سانتی متر دراز کند. دیدن چنین صحنه ای خارق العاده است. این خصوصیت به خفاش امکان می دهد که بتواند ازشهد گل هایی که ناقوس مانندند و به سختی می توان از شهد آنها استفاده کرد، تغذیه کند، چون می تواند از زبانش به عنوان نوعی اهرم یا قلاب استفاده کند. این زبان در قفسه سینه او یعنی میان قلب و جناغ سینه اش واقع شده است. این ویژگی فقط درخفاش شهد خوار «لب لوله ای» دیده می شود و بقیه خفاش ها از آن محرومند.

راز بقا، سر سفره غذا

رابرت میلیکان
 

خارهای تیز و برنده و خطرناک درختان اقاقیا و حشرات کوچکی که در لابه لای خارهای شاخه های این درختان مدام درحال پروازند، از چشمان تیز بین زرافه (قد بلندترین حیوان دنیا) پنهان نمی مانند. پشت این جثه عظیم و حیرت انگیزچیزی که زرافه را از دیگر حیوانات متمایز کرده، زبان منحصر به فرد آن است که رنگی متمایل به آبی تیره و مشکی دارد. این خصوصیت شگفت انگیز زبان زرافه نظر بسیاری از جانور شناسان را به خود جلب کرده است. آنها براساس تحقیقاتی که روی زبان این جانور انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که رنگ زبان زرافه به علت جلوگیری از آفتاب سوختگی آن است چون زبان این حیوان بیشتر ساعات روز از دهان بیرون می ماند.

راز بقا، سر سفره غذا

دزدان اشک
 

پرنده ها موقع چرت زدن باید کاملاً مراقب باشند، چرا که خطر در کمین آنهاست. «ماداگاسکار» سرزمینی است که پر است از حیوانات و جانوران عجیب و غریب. یکی از آنها گونه ای شب پره است که دارای اندام مکشی ترسناکی است. او ازاین اندام به عنوان ابزاری برای کشیدن اشک پرندگان استفاده می کند. محققان جانور شناسی به آنها «دزدان اشک» لقب داده اند. این ربایندگان اشک که تعداد آنها در آفریقا هم کم نیست باعث کشته شدن حیوانات می شوند. آنها در میان شکارهای خود، بیشتر به پرندگان حمله می کنند. این شب پره های قاتل، درشب طعمه خود را شکار می کنند. آنها برای این منظورابزار نیشدار خود را برای کندن چشم های پرندگان به کار می برند.

راز بقا، سر سفره غذا

منبع:نشریه دانستنیها، شماره18.





 
نگاهی نوبه پدیده انقراض!
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

بگو،به هرآن چه درآسمان هاو زمین است،ژرف بنگرید."
سوره یونس،آیه101
به نظر می رسد گاهی لازم است برخی مفاهیم علمی،مورد تجدید نظر قرار گیرند تا مفهومی کامل تر،دقیق تر والبته نزدیک تربه حقیقت ازآنها ارائه شودو این موضوع کاملا طبیعی است،چراکه علم درهر حوزه ای هر روز دچار تحول و دگرگونی می شودویافته های جدیداقتضا می کندتا تعریف هاو قانون هادوباره بررسی شوند.
مفهوم انقراض موجودات زنده نیز ازاین امر مستثنی نیست.دانشمندان زیست شناس و دیرینه شناس،انقراض رابه طور کلی این گونه تعریف کرده اند:"انقراض یعنی ازبین رفتن همه افراد یگ گونه".اما تعریف دیگری نیز وجود دارد وآن انقراض گروهی است.انقراض گروهی یعنی مرگ تمام اعضای متعلق به بسیاری ازگونه های مختلف که تحت تأثیرتغییرات شدید بوم شناختی رخ داده باشد.در طول تاریخ زمین،انقراض های گروهی بارها اتفاق افتاده اندکه 5 انقراض بزرگ دسته جمعی در دوران های مختلف شناسایی شده است.این انقراض های گروهی به ترتیب در پایان دوره های اردوویسین(440میلیون سال پیش)،دوونین(360م س پ)،پرمین(250م س پ)،تریاس(210م س پ)وکرتاسه(65م س پ)روی دادند.
تعریف اخیراز انقراض ظاهرا بی نقص،کامل وجامع است.ولی دراین میان پارادوکس یا تناقضی به وجود می آیدو هنگامی آشکار می شود که مشاهده می کنیم بسیاری ازموجودات زنده امروزی،نوادگان جاندارانی هستندکه ما آنها رامنقرض شده می پنداریم.مثلا تکامل بند پایان امروزی ازنیکان خود به نام تریلوبیت ها که در دوران اول زمین شناسی وجود داشته اندو امروزه دیگر شاهدآنها نیستیم ویا پیدایش پرندگان و خزندگان عهدحاضر دراثر تغییرشکل دایناسورها ومثال های دیگر.شواهد و مدارک علمی موجود نشان می دهند که این تداوم نسل براساس فرآیندتکامل به شکلی شگفت انگیز روی داده است وهمچنان نیز ادامه دارد.

نگاهی نوبه پدیده انقراض!

اما موضوع تناقض مذکور این است که اگر موجودات قدیمی رادر همان زمان به یکباره منقرض شده فرض کنیم،پس چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم ازآنها فرزندانی باقی مانده باشد تادر نسل های بعدی دگرگون شوند واین باتعریف انقراض گروهی سازگارنیست.در نتیجه باید حداقل تعدادی ازآنهاازآن تغییرات شدید بوم شناختی جان سالم به در برده باشند تا نوادگان شان در طی نسل های مختلف تغییر حاصل کنند.مثلا در مورد همان دایناسورها اگر قائل به این امر باشیم که همه آنها در طی پنجمین انقراض گروهی به علت برخورد شهاب سنگ ها ویا فوران های آتشفشانی،در پایان دوره کرتاسه ازبین رفته اند،پس فرآیند تغییر شکل وتکامل پرندگان و خزندگان ازآنها بی معنا خواهد شد.بنابراین بهتر است بادیدگاهی دیگر به پدیده انقراض نگاه کنیم:
ازیک منظر،تعریف کلی انقراض می تواند دو جنبه داشته باشد و ازاین جهت می توانیم انقراض رابه دو دسته تقسیم کنیم؛انقراض آنی یا ناگهانی و انقراض تدریجی.انقراض ناگهانی رامی توان به این صورت تعریف نمود:"نابودی همه افراد گونه ای خاص دریک بازه زمانی بسیار کوتاه به هر علتی مثلا دراثریک فاجعه".که این تعریف،ازبرخی جهات شبیه به تعریف انقراض گروهی است.دراین مورد شواهد زیادی به لحاظ دیرینه شناسی وجود داردو فسیل های یافت شده نیز موید آن هستند.جاندارانی که در مدت زمانی اندک در مقیاس زمین شناسی و در وسعت جغرافیایی محدودی زیسته و سپس ازمیان رفته انداز این جمله اند که به فسیل آنها فسیل شاخص می گویند.ازعوامل دخیل دراین نوع انقراض می توان حادثه یافاجعه ای رانام برد که تمام افراد جمعیت یک گونه را درکوتاه ترین زمان ممکن ازبین ببردکه دراین صورت دیگر نسلی ازآنها باقی نخواهد ماند.این فاجعه لزوما برخورد یک شهاب سنگ یا فوران آتشفشانی نیست.اعمال نادرست انسان هم می توانددر زمره این فجایع باشد.به عنوان مثال تصور کنیم یک شکارچی بی رحم به جان گونه ای ازیک جانور نادر و کمیاب دریک جزیره کوچک بیفتد.در ضمن فرض کنیم این جانور،تنها و تنها دراین جزیره زندگی می کندو درهیچ جای دیگری ازجهان ازجهان نمی توان فردی ازآن رایافت.نتیجه،نابودی کامل و درواقع انقراض ناگهانی این جانور و محو آن ازجهان هستی است.متاسفانه آمار انقراض ناگهانی گونه های زیستی به دست انسان بسیار بالاست.شاید یکی ازمثال های فراموش نشدنی آن نابودی نسل پرنده ای به نام دودو باشدکه درجزیره موریس می زیست وظرف مدتی کوتاه(کمتراز یک قرن)به دست مهاجران سفیدپوست به کلی نابود شدو به جرات می توان گفت انسان با طبیعت رقابتی عجیب برسرانقراض موجودات زنده دارد!
اما ازآن طرف انقراض تدریجی رامی توان به این شکل تعریف نمود:"تغییر تدریجی و دگرگون شدن موجودات زنده که میلیون ها سال به طول انجامیده وحالا شاهد گونه های تغییر یافته جدیدی ازآنها هستیم که دیگر کاملا مانند نیاکان خود نیستند".این تعریف مترادف بافرآیند تغییر شکل است.بهترین مثال هم برای این نوع انقراض،همان تغییر شکل دایناسورهاست که به تکامل پرندگان و خزندگان امروزی منجر شده است.از عوامل موثر در انقراض تدریجی می توان به تغییرات وسیع و طولانی مدت اقلیمی و جغرافیایی و تاثیر تدریجی آن بر ارگانیسم جانداران،سازگاری بامحیط و اصل انتخاب طبیعی،وراثت و جهش های ژنتیکی،شکار،مهاجرت ها و سایرعوامل زیست شناختی،بوم شناختی و زمین شناختی اشاره نمود.
بااین تفسیر،حال اگر بخواهیم بگوییم در گذشته موجوداتی وجود داشته اند که دیگر نسلی ازآنها باقی نمانده تا امروز به گونه ای جدید تبدیل شود،بهتر است دراین مورد ازواژه انقراض ناگهانی استفاده کنیم.مانند انسان نئاندرتال،ماموت ها وحتی برخی ازگونه های دایناسورها وغیره که همگی در درخت پرشاخ و برگ زندگی به شاخه ای خشکیده بدل شده ودیگر تداوم نیافتند.در غیراین صورت صحیح تر خواهد بود تا یا اصلا از واژه انقراض استفاده نکنیم و یا اصطلاح انقراض تدریجی رابه کارببریم.
اگر چه شاید کاربرد این تعریف ها هم به طور مطلق درست نباشد وبا درک بهتر مسائل مربوطه درآینده بتوان به تعریف هایی نزدیک تر به حقیقت رسید.شما چه می اندیشید؟

پی‌نوشت‌ها:
 

1-Extinction/2-Mass Extinction/3-Ordovician/4-Devonian/5-Permian/6-Triassic/7-Cretaceous/8-Trilobites/9-Index Fossil/10-Dodo/11-Mauritius Island/12-Transformation.
 

منبع:ماهنامه دانشمند،شماره ی 560


 
گرده گل:تندرستی و زیبایی
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

این مقاله ضمن پرداختن به اطلاعاتی گیاه شناختی ازگرده گل ها،به ساختار و ترکیبات و بعضی مصارف درمانی و آرایشی آنهامی پردازد؛البته پدیده های فراگیر آرایشی و درمانی در جامعه،انگیزه گزینش بعضی مصارف گرده بوده است.

گرده چیست و چگونه به دست می آید؟
 

گرده گل(Pollen)یک سلول نرینه از گیاه است که توان بارورسازی مادینه را داراست و نیز اطلاعات ژنتیکی همان گیاه را در بردارد.این دانه ها به وسیله زنبور عسل کارگر به سلول گیاه ماده می رسد و آن را بارور می کند.گذشته از زنبور،گرده گل از طریق حشراتی چون مورچه،سوسک،پروانه،پشه،مگس و حتی برخی ازپرندگان برروی کلاله مادینه می نشیند؛باد نیز می تواند گرده رابر روی کلاله بنشاندو مادینه را بارور کند.به گل هایی که به وسیله حشرات وجانوران دیگر بارور می شوند،"دگرگُشن"و به گل هایی که به وسیله باد ویا چشمه سارها بارور می شوند،"خودگُشن"گویند.ناگفته نماند گرده هایی که با حشرات به سلول ماده می رسد،ارزش غذایی بیشتری دارند و نیز گرده هایی که باآب و باد جا به جا می شود در بسیاری از اوقات تا مسافت درازی از رستنگاه خوددور می شود.از آنجا که گرده های بادی،ساختمان خاصی دارد با باد جابه جا می شوندولی مقدار کمی ازآنها بر روی مادینگی گل می نشیند پس نقش حشرات واز آن میان زنبورعسل در گرده افشانی بیش از پیش نمود می یابد.
همان گونه که زنبورعسل و برخی حشرات دیگر،زندگانی خودرا وام دار گل ها و گلشن ها هستند؛گل ها نیز زندگی خودرا مدیون حشرات هستند.اگر حشرات ازگرده افشانی دست بکشند نزدیک به هشتاد درصد گل ها ازباروری می مانندو چندی نخواهد کشید که نسل آنها تلف خواهد شد.این نمونه ای از درهم تنیدگی سازه های طبیعت خداداد است که گاه با دخالت انسان ازهم می گسلد!
در سال1964"رودلف یاکوب کانه راریوس"نشان داد که گیاهان نیز دارای دو جنس نرینه و مادینه هستند.بساک گل نرینه با رسیدن ویا باتکانه ای می ترکد وبه هنگامی که زنبور برگل می نشیند تاازآن شهد برگیرد؛دانه های گرده بر پوشش کرکدار او می چسبد.هنوز گلگشت زنبور به پایان نرسیده است؛در ادامه سیر در گلشن،زنبور به روی گل های مادینه هم فرود می آیدو با نشستن بر کلاله گل،لوله گرده به خامه مادینه در می آید وآن را بارور می کند؛دانه گرده دارای دو هسته "رویشی" و "زایشی" است که لوله گرده ازهسته رویشی است.البته مقدار زیادی از گرده های گل را،زنبور عسل کارگر باپاهای نمناک خود ساچمه می کند ودر حفره هایی که سبد نام دارد تا رسیدن به کندو نگاه می دارد؛بیشترینه گرده های مصرفی انسان نیز همین گرده هایی است که از کندو برداشت می شود.
گفتنی است گرده گل،رنگی ویژه همان گل و همان منطقه رستنگاه را داراست ازاین روست که از گرده گل به "شناسنامه گل"تعبیر می کنند و براساس رنگ گرده در می یابند که برای کدامین گل ها است.برای مثال گرده گل اقاقیا به رنگ زیتونی و زالزالک به رنگ زرد است.

گرده گل:تندرستی و زیبایی

ساختار و ترکیبات گرده
 

هنگامی که از گرده و ساختار آن سخن به میان می آید؛نخست بایستی از پوسته گرده گفت.گرده دارای دو پوسته برونی و درونی است؛پوسته درونی خود دارای چندین لایه است که هسته گرده را پوشانده است؛ماده سازنده این لایه ها،سلولز است.پوسته درونی Entineخوانده می شود.
دیگر پوسته گرده که بسیار نیز سخت است،Exineخوانده می شود.سختی اگزین بدان سبب است که این پوسته علاوه بر سلولز ازSporo Polleninnساخته شده است که ماده بسیار سختی در طبیعت به شمار می رود؛به گونه ای که ازآن در پژوهش های فسیل شناسی استفاده می شود.البته بر روی پوسته برونی گرده،حفره هایی دیده می شود که ازآنها جوانه گرده سربرمی آورد؛در جاهایی ازپوسته که این حفره هاهستند سختی پوشش چندان نیست.
درباره ترکیبات گرده نیز باید گفت:پروتئین ها،چربی ها،اسیدهای آمینه،فولیک اسیدها،کارتنوئیدها و ویتامین هااز ترکیبات غذایی این دانه مقوی هستند.
7تا35درصد از ترکیبات گرده را پروتئین فرا می گیرد ازاین رو می توان گفت که هیچ یک ازغذاهای طبیعی که می تواند به مصرف انسان برسد به اندازه دانه گرده دارای پروتئین نمی باشد.پروتئین های گرده بیشتر از گونهGlykoprotehdeاست پس می تواند برای بعضی افراد نسبت به گرده حساسیت ایجاد کند که دراین مورد هم عسل سفارش شده است.

گرده گل:تندرستی و زیبایی

چربی ها از دیگر ترکیبات دانه گرده هستند که 2تا14/4درصد ازترکیبات گرده را شامل می شود.نیز اسیدهای آمینه ازترکیبات غذایی دانه گرده است.اسید آمینه هایHistidin 15درصد،Glutamin 9/10درصد،Lysin 5/70درصد،Trytophan 1/60درصد وMethonin 1/7درصد ازترکیبات گرده است که در ساخت گویچه های قرمز،پیشگیری از تنبلی کبد و مسمومیت،تنظیم میزان قند خون و چربی و...به کار می آید.همچنین دانه گرده دارای ویتامین هایی چون C،B،AوEاست.
دامنه ترکیبات دانه های گرده می تواند متغیر باشد ازاین رو نمی توان گفت که ارزش غذایی و درمانی گرده گل های گوناگون برابر است و همواره ممکن است گرده ها در ارزشمندی با یکدیگر تفاوت هایی هم داشته باشند چرا که گرده را زنبور عسل از گل های گوناگون و ازجاهای گوناگون و در فصل های گوناگون گردآوری می کند ازاین رو برای آن که گرده بتواند پاسخگوی خوبی به نیازهای بدن باشد باید به صورت ترکیبی ازگل های مختلف به مصرف برسد.چنین مصرفی می تواند مارا از تمام داشته های غذایی گرده برخوردار کند.

کاربردهای درمانی و آرایشی گرده
 

در خواص درمانی گرده زنبور عسل آمده است:
"استفاده ازآن[گرده]در پزشکی به خاطر نوسان ترکیبات آن با اشکالاتی همراه است زیرا پزشکان به موادی نیاز دارند که اثرات آنهابه دقت ازقبل قابل پیش بینی باشد تا بیمار به سرعت به فعالیت روزمره خود برگردد...محصولات طبیعی مانند گرده براساس خصوصیات خود فقط در مکان هایی ازبدن تاثیر می کنندکه نقاط ضعف بدن است و اغلب روند تاثیرگذاری طولانی تری دارد.این محصولات به سختی در روند تسریع زندگی فعلی ارزش واقعی خودرا پیدا می کنند.برای اینکه بتوان ارزش واقعی این محصول را در بین مواد غذایی تعیین کردباید گرده های مختلف با ترکیبات کیفی و کمی مشخص را شناسایی و معرفی کرد تابا مصرف آنها،تاثیر بهینه و سریع فراهم شود."

گرده گل:تندرستی و زیبایی

ازاین رو برای آنکه گرده بتواند به عنوان دارو معرفی شود بایستی گرده هارا با هر ارزش غذایی با همدیگر درآمیخت -چنان چه پیش ازاین هم گفته شد-و نیز میزان تاثیر گذاری آنهادر درمان بیماری ها اندازه گیری شود.امروزه در جامعه علمی گاه کتاب ها و مقاله هایی هم نشر می یابد که به کاربرد درمانی گرده می پردازد و با بررسی گرده های تولیدی،بسیاری از افرادی که داعیه تولید گرده با کاربرد های ویژه درمانی دارند را سودجو می خواند.گفتنی است که FDA نیز گرده رابه عنوان دارو برای درمان بیماری خاصی نمی شناسد؛البته نمی توان با دست آویزقرار دادن این گونه مطالب،توان درمانی گرده را به کناره راند بلکه بایستی با تولید گرده با روش بالا،آن را وارد تولیدات دارویی کرد وازآن در درمان بیماری ها سود جست چنان چه داروهایی چونProstaflorو Ofilorexو Zestاز آن فراهم آمده است.
1.ازجمله توان های درمانی گرده بهبود سرطان پروستات و فرونشاندن ورم غده های پروستات است.امروزه بیماری های پروستات(Prostate diseases)از بیماری های فراگیر درمیان مردان است.مردانی که در خوردن گوشت قرمززیاده روی می کنندو هم آنانی که بیش ازاندازه گوشت گاو می خورند به پیشواز سرطان بیضه و یا پروستات می روند.اما استفاده ازگرده زنبور عسل می تواند درپیشگیری و بهبود این بیماری اثربخش باشد.بدن به طور طبیعی و خودکار پروتئین های Inter feronsرا برای مبارزه با ویروس های خاصی تولید می کند؛این پروتئین ها نظام دفاعی بدن راتحریک می کندتا سلول های سرطانی رااز میان بردارد.گرده زنبور عسل هم ازآنجایی که درمیان دیگر پروتئین هاازاین پروتئین نیز بهره داردمی تواند برنظام دفاعی بدن در نبرد باسلول های سرطانی اثری نیکو بگذارد.
همچنین گرده زنبور عسل بر التهاب و تورم غده های پروستات تاثیرات بهبود بخشی داردچنانچه ازبین پنجاه تن که به این بیماری دچار بودند بامصرف دانه های گرده چهل و شش نفر بهبود یافتند.گرده برای پرورش لوله رویشی نیاز بسیاری به عنصر روی داردو ازآنجا که تورم بیضه ها ناشی ازمقادیر کم روی در بدن فرد است؛گرده می تواند فقدان مقدار روی مورد نیاز را جبران کند واز ابتلای فرد بدین بیماری پیشگیری کند ویا آن که بیمار رااز بیماری برهاند.
2.استفاده ازگرده در شادابی پوست نیز نقش بسزایی داردو می تواند باجوش های صورت مبارزه کند برخلاف بعضی کرم های آرایشی که خود سبب بروز جوش های چربین درپوست می شوند.برای مبارزه با جوش های چرکین(سعفه)و چربین،راه هایی اندیشیده شده که استفاده ازگرده ازبهترین این راه هااست."جوش های چرکین"،جوش هایی خارش آورهستند که با سرخ رنگی برپوست نمایان می شود این گونه از جوش هابیشتر در سر،سربر می آورد."جوش های چربین"یا چربیدانه ها از انباشت چربی در پیازکی مو بوجود می آیدو در بین مردم به غرور جوانی شناخته شده است.

گرده گل:تندرستی و زیبایی

گرده در شادابی و تازگی پوست تاثیر بسزایی دارد.نزدیک به هفت هزار و هشتصدسانتی متر مربع ازبدن مارا پوست فرا گرفته است.بافت پوست ازدو لایه برونی بَشَرِه و درونی جلدساخته شده است.بشره خود از دو لایه درونی و برونی تشکیل یافته است که در لایه برونی تنها سلول های مرده و شاخی شکل وجود دارد و درلایه درونی سلول های زنده و تازه بوجود می آید؛سلول های شاخی شکل فرو می ریزد و سلول های تازه و نو جای آنهارا می گیرد ازاینرو پوست بدن همواره شاداب می ماند.گرده نیز ازآنجایی که تولید سلول های تازه را در لایه درونی بشره شتاب می بخشد برای شادابی پوست بسیار توانمند است.
3.گرده همچنین در کاهش وزن بدن موثراست.چاقی ویا Obesity از پدیده های رایج در عصر ماست.بسیاری ازانسان ها با زیاده وزنی درگیرند اما تنها شمار کمی ازآنها به کاهش وزن می پردازند وازآن میان هم عده بسیار کمتری برکاهش پافشاری می کنند وشمار زیادی در زیر بار توانفرسای نظام غذایی نمی توانند طاقت بیاورند.چاقی گاه یک بیماری شناخته می شودو آنگاه است که می تواند پیامدهای نگران کننده ای برای فرد به دنبال داشته باشد که فشارخون،سکته قلبی،درد کیسه صفرا و سختی درمان بیماری های گوناگون ازجمله آنهاست.حکیم بوعلی سینا می نویسد:
"چاقی خارج از اندازه طبیعی و به افراط بلایی است...شاید ناخودآگاه رگ بترکد و بگسلد و شخص چاق را به گورستان بفرستد.چاقی بدون معنی مردباشد یازن،اگر بیمار گردد مشکل معالجه می شود،زیرا دارو به زحمت از رگ ها می گذرد وبه جای درد می رسد.این افراد اگر بیمار می شوند به زودی احساس نمی کنند که بیمارند؛زیرا نیروی حاسه شان ناتوان است."
گرده می تواند غذای کافی در خون تزریق کند و ازفعالیت چندباره مرکز گرسنگی درمغز انسان بازدارد.گرده اشتها راکاهش می دهد اما ازتوان و نیروی جسمانی نمی کاهد بلکه برآن می افزاید.گرده ازآنجا که دارای اسیدآمینه Lysinاست می تواند باتجزیه چربی های انباشت شده در بدن از وزن زائد بکاهد ازاین رو بهره از گرده زنبورعسل برای زیاده وزن ها ونیز ورزشکاران می تواند بسیار ثمربخش باشد.

گرده گل:تندرستی و زیبایی

ازدیگر کاربردهای درمانی گرده زنبورعسل می توان به خونسازی و رشد،افزایش عمر،کاهش قند خون،حساسیت زدایی،مبارزه با یبوست و خشکی مزاج،سهولت دفع ادرار در مردان،تنظیم عملکرد روده و ترک سیگار اشاره دارد.

پی‌نوشت‌ها:
 

1.کیسی راگویندکه حاوی گرده گل است.(Anther)
2.زنبورعسل نیز مانند سایرحشرات،دارای شش پااست که در جفت پایانی آن حفره هایی به نام سبد تعبیه شده است.
3.در اهمیت پروتئین باید گفت:پروتئین برگرفته از واژه ای یونانی به معنای نخست است.شاید بدان سبب آن را چنین خوانده اند که نخستین و مهم ترین نیاز غذایی یک موجود زنده تشخیص داده شده است.
4.گردآوری گرده برخلاف شهد در تاثیر ازفصول گوناگون کاهش نمی گیرد.
5.سعادتمند،جواد،دارایی،شهروز،خواص درمانی گرده زنبورعسل،انتشارات نوپردازان،بخش چهارم،فصل8،ص85.
6.نک:
Malcom T.Sanford. Producing Pollen. University Of Florida. Institute Of Food and Agriculturul Sciences. Retrieved On 2007/8/30. document Eny 118.
7.نک:
http://aent. persianblog. ir/1384/8
8.ابن سینا،قانون درطب،ترجمه عبدالرحمن شرفکندی،انتشارات سروش،ج هفتم،بخش هفتم،گفتار چهارم،ص215و216
 

منبع:ماهنامه دانشمند،شماره ی 560


 
بازگشت دوباره افسانه نژاد
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

فناوریهای ژنتیک به ادعاهای قدیمی بشر در مورد نژادجان تازه ای بخشیده اندو فصل تازه ای رادر مطالعات زیست شناختی آغازکرده اند
در قرن بیستم،بشربه سختی توانست خود راازتوهمات آلمان نازی و ادعاهای آن پیرامون نژاد و برتری نژادی نجات دهد وفهمید که دلیل تفاوت های نژادی،عوامل اقتصادی،سیاسی واجتماعی بوده است که نژادهای مختلف درآن بوده اند.نژاد ازآن پس به جای این که یک مفهوم علمی باشد،ساخت اجتماعی تلقی می شد وبه لحاظ زیست شناختیی تفاوت فاحشی میان نژادها وجود نداشت.
علاوه براین پس ازجنگ جهانی دوم،نهضت ها و حرکت های سازمان یافته اجتماعی ومدافعان حقوق بشر زمینه رابرای احترام بیشتر به اقلیت های نژادی فراهم کردند.طرح عظیم ژن بشری که درسال2000رونمایی شدنیز نشان داد که آحاد بشر اعم از نژادهای مختلف تا99درصدبه لحاظ ژنتیک باهم برابرهستند ولذا بسیاری گمان می کردند علم ژن شناسی و دستاوردهای آن آخرین میخ رابر تابوت نژادپرستی وابعاد نه چندان مطلوب آن زده است.
اما درست وقتی این تابوت رابرای تدفین روی دوش می کشیدند،اتفاق جالبی همه چیزرا به هم ریخت.گروهی همان یک درصد اختلاف رادستمایه قرار دادند وپژوهش های گسترده ای را برای اثبات برخی از برتری های نژادی آغاز کردند تا موضوع نژاد یکباردیگر ازحوزه مسائل علوم اجتماعی و جامعه شناسی خارج شده به میان دانشمندان علوم تجربی بیاید.

بازگشت دوباره افسانه نژاد

این تفاوت ناچیزیک درصدی بنابر یافته های اخیر حاکی ازوجود میلیون هاSNP(هسته های پلیمری مفرد)است که برخی ازآنها به جغرافیای محل سکونت افراد وابسته هستند.بااین حال تلاش برای ایجاد ارتباط میان این تفاوت ها و تبعیض ها به سازوکارهای زیستی کمی زننده و غیرقابل توجیه است،چه این که تحلیل های فراوانی که درمورد این داده ها انجام شده حتی خلاف موضوع راثابت می کند.
برخی ازمبدعان و مخترعان فناوری های جدید نیز همین هدف رادر کارهای خود دنبال می کنند.البته این افراد درظاهر نژادپرستی علمی واصل وجود آن رادر گذشته تکذیب می کنند وآن را نمی پذیرند وبهانه ای هم که برای کار خود می آورند این است که باتمرکز براین تفاوت های نژادی می توان مشکلات بهداشتی ودرمانی بسیاری ازافراد رادر نژادهای دیگربرطرف کرد.برای مثال اخیرا دارویی جدید درآمریکا با مجوز ازنهادهای ذیربط به بازار عرضه شده که فقط مخصوص یک اقلیت نژادی خاص است،یعنی سیاهانی که ازناراحتی های قلبی رنج می برندو استدلال سازندگان این دارونیز این است که این گروه به لحاظ نژادی درمعرض خطرحملات قلبی قرار دارند.عرضه این دارو نشانگراین است که علم پزشکی و داروسازی خود یکی ازمسببان بروز تبعیض نژادی وپیامدهای مرتبط باآن در حوزه سلامت و بهداشت ودرمان است.به این ترتیب می توان فهمید که چرادر اعصارگذشته پزشکان، محققان و دانشمند به دنبال یافتن رموز واسرار تفاوت های نژادی بوده اند.البته گفته می شوداین دارو ابتدا به نیت سیاه پوستان ساخته نشده،بلکه پس ازآزمایش هاو گزارش های متعددی که به دست آمده مشخص شده تاثیر این دارو برسیاهان بیشتر است.البته این ادعای سازندگان دارو است.چه این که گمان می رودبعداز این که اجازه عرضه این دارو به صورت عام دربازار آمریکا صادر نشده،شرکت سازنده مدارکی را ارائه کرده تامجوزجدیدی برای مصرف این دارو توسط سیاهان به دست بیاورد.
با بررسی تمام شواهد موجود وسیاهانی که ادعا کرده اند تاثیر این دارو برآنها مثبت بوده مشخص می شود،استدلال های سازندگان این محصول چندان قابل اتکانیست ونمی توان ازآن به عنوان استدلالی محکم برای تاثیر خاص نژادی این دارو استفاده کرد.علاوه براین شرکت سازنده هیچ گونه اطلاعات ژنتیکی رابه سازمان های مشمول عرضه نکرده تامشخص شود تاثیر خاص این داروناشی ازبافت ژنتیک سیاهان است.
لازم به تاکیداست که علم ثابت کرده که هیچ گروه نژادی خاص وجود نداردکه گروه ژنی خاص دربدن داشته باشد که دردیگر نژادها موجود نباشد.بعضی ازگروه های ژنی طبیعتا دربرخی ازگروه های جمعیتی شایع تر هستند،اما نحوه توزیع این گروه هاآنقدر جدی نیست که بتوان آن رابه نژاد خاصی نسبت داد.ازاین گذشته بانک اطلاعات ژنتیک موجود درشرکت های داروساز که تلاش می کنند داروهای خودرا به گروه خاصی قالب کنند،آن قدر نمونه های کمی رادر درون خود دارد که نمی توان به آنها استنادکرد.حتی در بانک اطلاعات دی ان ای دراف بی آی که نمونه های فراوانی از دی ان ای سیاهان وجود دارد،در بسیاری ازموارد اشتباه درتشخیص به وجود می آید.البته آنجا نیز ردپایی از تبعیض نژادی به چشم می خورد.برای مثال درحالی که سیاهان تنها12درصد ازجمعیت آمریکا راتشکیل می دهند،نمونه های دی ان ای آنها حدود40درصد حجم بانک اطلاعاتی اف بی آی راتشکیل می دهد.
به این ترتیب،اگر دانشمندان مراقبت های لازم رابه عمل نیاورند،شایدبه دلایل اقتصادی وجنایی در دام روندهای تبعیض آفرین علمی بیفتند ومجبورشوند برای نتایجی که اصلا وجود خارجی ندارند،ادله و استدلال های محکم علمی ببافند.بااین کارعلم بشردوباره به مرحله ای باز می گردد که میان آحادبشر تفاوت قائل می شدو افسانه هایی باطل راازبرتری نژادی به نمایش می گذاشت؛بدین ترتیب امروز علوم وفناوری مختلف بدون این که بدانند،درحال نابود کردن دستاوردهای تمدن بشر و آزادی ها وبرابری موجود میان اقلیت های مختلف آن هستند.
منبع:ماهنامه دانشمند،شماره ی 560


 
گیاهان شکارچی
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

همیشه تصورات عجیبی از گیاهان گوشتخوار در ذهن انسان ها وجود دارد . گیاهان افسانه ای و عجیب موضوع تعداد زیادی از کتاب ها وفیلم ها و داستان ها گیاهان گوشتخوار به شکل اغراق آمیزی با اندازه های خیلی بزرگ یا توانایی های خارق العاده نمایش داده شده اند که البته این فیلم ها طرفداران بسیار زیادی هم دارند . در سال 1878 دکتر کارل لیچه، جهانگرد و باستان شناس معروف گزارش داد که دختری توسط یک درخت در جنگل های مادگاسکار بلعیده شده است . بعد از تحقیقات فراوان مشخص شد که این دختر ساکن یکی از قبایل ساکن در اطراف جنگل بوده ، چند روزی است که ناپدید شده و خبری از او نیست . البته از درخت آدمخواری که دکتر و مردم محلی از آن حرف می زدند ، هم خبری نبود . در واقع درختی با آن خصوصیات در جنگل های ماداگاسکار پیدا نشد و از آن روز به بعد تحقیقات در مورد حقیقت داشتن گیاهان آدمخوار ادامه دارد و بسیاری معتقدند که پیدا نکردن این نوع گیاه دلیلی بر وجود نداشتن آن نیست .

گیاهان گوشتخوار گیاهانی هستند که بسیاری از مواد مغذی خود را به جز انرژی از طریق تله گذاری و خوردن جانوران کوچک که معمولا حشرات هستند به دست می آورند . گیاهان گوشتخوار بیشتر در مناطقی مانند مرداب یا لجنزار رشد می کنند و از آنجا که خاک این مناطق از لحاظ مواد غذایی به خصوص نیتروژن که یکی از عوامل اصلی در زنده ماندن آنهاست ، غنی نیست از این رو با شکار مواد لازم برای زنده ماندن را به دست می آوردند . در سال 1875 چارلز داروین تحقیقات زیادی راجع به گیاهان گوشتخوار انجام داد و نتیجه تحقیقاتش را در کتابی به چاپ رساند . طبق تحقیقات در حدود 630 گونه گیاه گوشتخوار در دنیا وجود دارد که از طریق شکار حیوانات کوچک و حشرات ، مواد معدنی و آنزیم های مورد نیاز خود را تامین می کنند که البته 300 نوع از آنها در بسیاری از جنگل های دنیا دیده می شوند و باقی آنها از موارد بسیار نادر هستند . البته از این 300 گونه نیز امروزه انواع کمتری یافت می شود و اکثر آنها بر اثر شرایط ناپایدار آب و هوایی منقرض شده اند .
اگر چه گیاهان گوشتخوار در سراسر دنیا یافت می شوند ولی گل های کمیابی هستند . این گیاهان علاوه بر حشرات ، جاندارن بزرگ تری از قبیل موش و حتی آبزیان کوچک مانند قورباغه را هم می بلعند . سیستم عملکرد این گیاهان بسیار حیرت آور است و نکته شگفت انگیز در مورد آنها این است که رگبرگ های این گیاهان درست مثل اعصاب بدن انسان عمل می کنند ، به این ترتیب طریق که با کوچک ترین محرکی با بسته شدن یا مکیدن محرک به آن پاسخ می دهند که در کل این فرایند در حدود یک ثانیه یا کمتر انجام می شود . بسیاری از انواع این گیاهان در طول سالیان دراز منقرض شده اند ولی تشخیص آنها با استفاده از فسیل هایشان امکان پذیر است . طبق تحقیقات به دست آمده از فسیل این گیاهان ، قدمت برخی از آنها که امروزه دیگر وجود ندارند به 125 میلیون سال پیش می رسد . گیاهان قدیمی که منقرض شده اند از نظر اندازه هم بسیار بزرگ تر از گیاهان کنونی بوده اند . به طوری که در افسانه های برخی قبایل این گیاهان را حتی آدمخوار نیز می دانستند . این گیاهان به دلیل نداشتن ساقه ای ضخیم و چوبی ، ایمنی بالایی در برابر باران های شدید و توفان ندارند و در بیشتر موارد از قسمت تله آنها فسیلی باقی نمانده است . دوره تکامل در این گیاهان معمولا شش ماه طول می کشد . گیاهانی که در مناطق خشک تر رشد می کنند می توانند آب باران را جذب کرده و برای مدتی طولانی نگه دارند .

طبق تحقیقی که در سال 2009 انجام شد ، پژوهشگران توانستند ثابت کنند ترکیباتی که در مواد ترشحی توسط گیاهان گوشتخوار وجود دارد ، حاوی مواد ضد قارچ است که در مقایسه با داروهای ضد قارچی که امروزه مورد استفاده قرار می گیرند مقاوم تر و تاثیر گذار تر هستند و شاید روزی از مواد ضد قارچ موجود در این گیاهان در علم پزشکی استفاده شود .

تله های عجیب
 

با توجه به نوع گیاهان گوشتخوار تاکنون پنج روش تله گذاری در این گیاهان مشاهده شده است ؛ در گیاهانی که شکل آنها شبیه به لیوان است شکار به وسیله برگ های لیوانی شکل که درون آنها حاوی آنزیم های گوارشی است به داخل کشیده شده و توسط گیاه بلیعده می شود . نوع دیگر تله لبه های چسبناک است که پای حشرات در موقع نشستن روی آن می چسبد و از طریق به دام می افتند . تله برگی هم روش دیگری است که در آن حرکات برگ های گیاه آنقدر سریع است که به شکار اجازه فرار نمی دهد و همین طور در تله مکنده ، گیاه شکاری را که به آن نزدیک می شود به داخل می کشد و آخرین نوع تله گذاری هم حرکتی است که در این روش اندام های طعمه به وسیله تارهای نازک و سمی گیاه گرفتار شده ، کم کم شکار را مسموم کرده و آن را می بلعد . این سم با اینکه جانداران دیگر را می کشد اما برای گیاه به عنوان یک هضم کننده عالی عمل می کند . با توجه به نوع تله گذاری ، پنچ نوع گیاه گوشتخوار وجود دارد که در دنیا بیشترین پراکندگی را دارند و در بسیاری از جنگل های دنیا که دارای آب و هوایی مرطوب هستند به چشم می خورند :

ونوس مگس خوار
 

یکی از معروف ترین گونه گیاهان گوشتخوار ، ونوس مگس خوار است که نسبت به دیگر گیاهان گوشتخوار پراکندگی بیشتری در دنیا دارد و از جمله گیاهانی است که می توان آن را حتی در گلخانه هم پرورش داد . شکل کلی این گل مانند صدف است و تله آن شامل دو برگ می شود که دائم در حال باز و بسته شدن است . حالا تصور کنید که حشره ای قصد نشستن روی این گل را داشته باشد . به محض اینکه حشره ای نزدیک برگ های این گل می شود ، گیاه آن را می بلعد و تا غذایش به طور کامل هضم نشود باز نخواهد شد . اگر به استرالیا سفر کردید حتما نمونه های بسیار زیادی از این گل را در این قاره خواهید یافت .

شبنم خورشید گوشتخوار
 

این گیاه بر خلاف انواع دیگر گیاهان گوشتخوار ، بیشتر در مکان های خشک و خزه بسته می روید . وقتی از بالا به این گل نگاه کنید مانند یک قطره درشت قرمز رنگ به عرض پنج تا ده سانتی متر دیده می شود . برگ های گیاه ، گرد و پهن هستند و هر یک جدا جدا روی ساقه قرار گرفته اند . رنگ برگ ها نیز قرمزاست و روی تمام سطح آن با کرک پوشیده شده اما قسمت پایینی و ساقه سبز رنگ است . گل اصلی این گیاه به رنگ سفید دیده می شود و درست در میانه ساقه قرار دارد . این گیاه نیز برای شکار حشرات از برگ های خود استفاده می کند . تار های متعدد سوزنی شکل روی برگ گیاه وجود دارد که نوک هر یک از این تارها ماده ای چسبناک وجود دارد و شبیه قطره شبنم یا شهدی شیرین به نظر می رسد که این شکل دلیل اصلی نام گذاری این گل است . این قطره ها، حشراتی مانند پشه و مگس را به سوی خود می کشند و وقتی حشره به سمت این شهد به ظاهر خوشمزه می آید در اصل در دام مرگ می افتد و برخورد با ماده چسبناک همانا و گیر افتادن همان . هر چه حشره برای آزادی بیشتر تلاش کند ماده چسبناک بیشتری ترشح می شود و درنتیجه حشره بیشتر به دام می افتد . گاهی اوقات تمام برگ ها دور شکار می پیچد و تا پایان عملیات هضم که معمولا دو روز طول می کشد به همان حالت باقی می مانند . در برخی از مواقع مانده حشرات روی برگ ها می ماند که پس از باز شدن برگ ها با باد از روی آن جدا می شود .

گوشتخوار کوزه ای
 

این گل ، گونه های بسیار متنوع دارد و با داشتن ارتفاعی به اندازه 60 سانتی متر از بزرگ ترین انواع گیاهان گوشتخوار به حساب می آید . گوشتخوار کوزه ای بیشتر در مرداب ها و لجن زار ها می روید . هر گل دارای ساقه ای بلند و یک گل بزرگ قرمز است که تنها در تابستان این گل شکوفا می شود و در باقی سال این گیاه فقط شامل برگ است . شاید این سوال پیش آید که اگر گل نداشته باشد پس چگونه تغذیه می کند ؟ البته تله گیاه روی گیاه روی برگش قرار دارد و بنابراین در فصل هایی از سال که گل ندارد گرسنه نمی ماند . برگ های این گیاه در واقع همان کوزه یا تله های گیاه هستند که دور تا دور ساقه و در نزدیکی زمین می روید . فصل بهار که از راه می رسد هر گیاه پنج تا شش برگ جدید می دهد که هر 15 روز یکی از آنها باز می شود . این برگ ها تا پایان تابستان به تکامل کامل می رسند و معمولا تا تابستان سال بعد هم دوام می آورند . شهدی که در برگ های کوزه شکل گیاه وجود دارد با بوی خوشش حشرات را فریب می دهد و به سمت خود می کشد ، این شهد آن قدر زیاد است که داخل کوزه را به یک استخر تبدیل کرده و حشره با نشستن لبه کوزه به داخل آن سر می خورد و بوسیله تارهای گیاه که در انتهای کوزه قرار دارد اسیر می شود و آنقدر حشره در آن حالت می ماند که در مایع داخل کوزه غرق می شود . البته این کوزه ها بر خلاف اینکه جان بسیاری از حشرات را می گیرند ، مکانی برای زندگی لارو ها و بعضی دیگر از حشرات هم هستند که با تولید باکتری به هضم حشرات توسط گیاه کمک فراوانی می کنند . در اوایل تابستان این حشرات که دیگر بالغ شده اند در برگ های تازه تخم گذاری می کنند و برگ های کهنه که دیگر هضم غذا برایشان بدون لارو ها بسیار دشوار است می میرند .

گیاه کره ای گوشتخوار
 

گیاه کره ای یکی از عجیب ترین گیاهان حشره خوار دنیاست زیرا این گیاه بر خلاف انواع دیگر که در مناطق مردابی می روید روی شکاف سنگ ها و صخره ها می روید . گل های این گیاه بسیار ظریف و معمولا به رنگ بنفش و آبی است که در ماه های آخر بهار می شکفند . به خاطر داشتن برگ هایی چرب و کره ای ، نام این گل ، گیاه کره ای گذاشته شده است . برگ های این گیاه به صورت مجموعه ای است و معمولا سه تا شش برگ در هر گیاه وجود دارد که روی سطح زمین می روید . برگ ها دارای دو نوع غده ترشحی هستند ؛ غدد بر جسته ای که کار ترشح ماده چسبناک و کره ای را بر عهده دارند و غدد کوتاهی که مواد هضم و جذب کننده را ترشح می کنند . این دو غده بویی ایجاد می کنند که برای حشرات بسیار مطبوع است و به این ترتیب حشراتی مانند مگس ها ، شته هاو پشه ها را به تله چسبانک جذب می کند . حشره ای که به دام می افتد هر چه بیشتر تقلا کند ترشح شیره هضم کننده بیشتر می شود . بعد از آن برگ ها به آهستگی لوله می شوند و حشره را در بر می گیرند و بعد از ترشح مقدار دیگری مواد جذب کننده کار هضم را آغاز می کنند .

کیسه دار گوشتخوار
 

گیاه کیسه دار در برکه ها ، دریاچه ها و نهرهایی با جریان آب آهسته و در آب هایی با عمق کمتر از نیم متر یافت می شود . نکته جالب در مورد این گیاه این است که هیچ ریشه ای ندارد و در نزدیکی سطح آب شناور است . در برخی از موارد شاخه های کیسه دار گوشتخوار تا 90 سانتی متر و حتی بلند تر نیز رشد می کند و معمولا دارای ساقه هایی پر برگ است که تا 20 سانتی متر بالای سطح آب رشد می کنند . گل های این گیاه شبیه به خوشه هایی از گل های زرد رنگ است که بیشتر به گل میمون شباهت دارند و ساقه هایی که زیر آب قرار دارند ، شاخه شاخه شده و برگ ها دارای کیسه های کوچک و سبکی هستند که در آغاز روییدن ، شفاف و کمرنگ ولی به تدریج تیره می شوند . هر کیسه در واقع تله ای کوچک و تو خالی است برای به دام انداختن حشرات . این گیاه ، حشرات کوچک آبزی را به این ترتیب شکار می کند که اگر یکی از این حشرات تنها به یکی از محرک های کیسه برخورد کند ، در تله باز شده و حشره به داخل مکیده می شود ، سرعت این گیاه به اندازه ای زیاد است که تا بسته شدن تله حدود یک 15 هزارم ثانیه بیشتر طول نمی کشد . کار هضم غذای این گیاه بر عهده ساقه آن می باشد و این گیاه آن قدر پر خور است که هر دو ساعت یک بار برای شکار کمین می کند .
ماده چسبناکی که روی برگ های گیاه گوشتخوار کره ای وجود دارد چرب به نظر می رسد ، به همین خاطر این نام را برای او انتخاب کرده اند .
منبع:نشریه همشهری سرنخ، شماره 69


 
از کجا پیدا شدند ؟
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

از کجا گم شدند؟
دایناسورها! شنیدن این نام کافی است تا مجموعه ای از احساسات هیجانی شیرین یا تلخ در شما ایجاد شود ؛چه بخواهید ، چه نه ، نسبت به دایناسورها احساس دارید ! همه ما از کودکی با این نام آشنا شده ایم ، هیجان زده، شگفت زده ،کنجکاو شده ایم و با
دیدن فیلم ها و اسباب بازی ها ی دایناسوری تفریح کرده ایم . اما شاید در مورد آنها کم تر از هر موضوع عامه پسند و علمی دیگر اطلاعات داریم. آنهایی هم که شاید به خاطر رشته درسی شان مجبور شده اند چیزکی یاد بگیرند،ناگهان با موضوعی خسته کننده و کسالت آور رو به روشدند .نام های لاتین و یونانی ،حیواناتی خاک آلود و خزنده با نگاه های خشمگین و دندان های تیز و هیکل های خپل و خنگ . اما این تصویر مدت هاست که کمرنگ شده است و تصویری جدید به جای آن نشسته است : حیواناتی با هوش و فرز ، با بدن هایی پوشیده از خزی لطیف و پرهایی رنگ رنگ . اگر بخواهید چند دایناسور آشنا برای شما مثال بزنیم ، شاید از همه آشنا تر کبوتر و کلاغ و گنجشک باشند . تعجب نکنید ! بقیه دایناسور ها هم که آن قدیم ها زندگی می کردند کمابیش همین ریختی بودند. در واقع تصور دانشمندان در مورد این حیوانات زمین تا آسمان فرق کرده است؛ به خصوص از وقتی که فهمیدیم دایناسورها از زمین به آسمان پر کشیدند! با این حال هنوز هم پرسش های زیادی در مورد آنها داریم: چرا بیشتر دایناسورها حدود 65 میلیون سال پیش منقرض شدند مثل پرندگان امروزی خون گرم بودند؟
و بسیاری سؤالات دیگر پیرامون شیوه زندگی گروهی ، رفتار، تکامل و بوم شناسی آنها.

آغاز : اندکی پیش از دایناسورها
 

حدود 250 میلیون سال پیش ، کره زمین به دو قلمرو تقسیم می شد: اقیانوسی عظیم و یکپارچه در یک سو و قاره ای خشک و سوزان و پیکر در سوی دیگر زمین . این قاره فراگیر از قطب شمال تا قطب جنوب کشیده شده بود؛ در مناطق قطبی هوای خشک و سرد مانع زندگی بیشتر حیوانات می شد و در مناطق استوایی گرمای شدید و خشکی زیاد بیابان هایی زیاد داغ پدید آورده بود که قرن ها هیچ بارانی به چشم نمی دیدند.آب و هوای خشک و بی رحم قاره غول پیکر از سویی و رطوبت و اعتدال نسبی اقیانوس، توفان هایی بسیار مهیب در کره زمین ایجاد می کرد که چندین برابر از نمونه هایی فاجعه بار امروزی شدید تر بوده اند.در چنین شرایطی بیشتر جانوران در مناطق ساحلی و معتدل کره زمین زندگی می کردند و.تنها دو گروه بودند که در مناطق بیابانی استوایی و قطبی پیشروی کرده بودند:نیاکان پستانداران و نیاکان دایناسورها.

داستان پیدایش دایناسورها
 

احتمالا بر اثر جریان های شدید اقیانوسی و توفان های دهشت آور آن دوره ، میزان زیادی گاز دی اکسید کربن که در اقیانوس ها انباشته شده بود ناگهان در جو زمین آزاد شد و نتیجه ای غم انگیز به بار آورد:250میلیون سال پیش ناگهان 99درصد گونه های جانداران منقرض شدند . اما این انقراض بزرگ جمعی تاریخ حیات ،منجر به تکامل گروهای امروزی جانوران شد:حشرات که گرچه پیش از این واقعه نیز وجود داشتند ،پس از خالی شدن زمین به شدت گسترش یافتند و متنوع شدند. طبیعی است که در پی موفقیت حشرات ، حشره خورانی هم ظاهر شوند . این حشره خواران نخستین نیاکان پستاندارن و دایناسورها بودند . هر دوی این گروه ها جز مهره داران خشکی زی هستند . یعنی خویشاوندی نسبتا نزدیکی با هم دارند . اما بسیاری از ویژگی های مهم آنها جداگانه تکامل یافت: هر دو گروه حشره خوارا توانایی دویدن سریع روی پاهایی در زیر بدن،تنفس کار آمد ،پوشش خز مانند، مغز بزرگ، قلب های چهار حفره ای و رفتار هایی پیچیده مثل مراقبت از بچه هایشان را کسب کردند.

دایناسورها :کی،کجا،کدام؟
 

پستانداران حقیقی اندکی پیش تر از دایناسورها ظاهر شده بودند.220میلیون سال پیش ،پستاندارانی موش مانند و تخم گذار روی زمین حضور داشتند. در این زمان بود که نخستین دایناسور در جایی که بعدا به آمریکای جنوبی تغییر شکل یافت ،ظاهر شد نزدیک ترین خویشاوندان این جانور، کروکودیل ها وخزندگان پرنده ای به نام تروسورها بودند. کروکودیل ها،تروسورها و دایناسورها،ویژگی های مشترکی دارند که به ما می گوید خویشاوند نزدیک هم هستند. با این حال نباید تروسورها و دایناسورها را با هم اشتباه کرد. در واقع بیشتر مردم هر خزنده یا حتی جانور ما قبل تاریخ دیگر را با دایناسورها اشتباه می گیرند.خزندگان آبزی، مارها و مارمولک ها، لاک پشت ها ،کروکودیل ها و تروسورها هیچ کدام دیناسور نیستند. دایناسور، نامی است که دیرینه شناسان تنها به آن خزنده 220میلیون سال پیش آمریکای جنوبی و نسل های بعدی او داده اند.این موجود خزنده ای یک متری،با پوستی پوشیده از خز و قلبی چهار حفره ای بود که روی دو پا عقبش راه می رفت و به دنبال حشرات و پستانداران می دوید. در واقع این خزنده هرگز روی زمین «نمی خزید»تنها 10میلیون سال طول کشید تا گروه های متنوعی از دایناسورهای درنده، حشره خوار، گیاه خوار و همه چیز خوار در اندازه های مختلف از این نیای قدیمی تکامل یابند. بررسی های دیرینه شناسان نشان می دهد انشقاق این جانوران در مدتی بسیار کوتاه در آمریکای جنوبی رخ داده و از آنجا به تمام خشکی های کره زمین پخش شده اند.همه این دایناسورها ،پاهایی داشتند که از زیر بدن رشد کرده (نه مانند خزندگان دیگر از کنار بدن)، قلبی چهار حفره ای داشتند که به آنها کمک می کرد موجوداتی فرز و چابک باشند و از همه مهمتر پوستی پوشیده از کرک و خزی لطیف داشتند . این خز ،در دایناسورهای غول پیکر که نیازی به َآن نداشتند ، تحلیل رفت،اما در گروهی از دایناسورهای شکارچی به پوششی رشته رشته و رنگارنگ برای جلب جنس مخالف تبدیل شد؛حدود150میلیون سال پیش ،این پوشش خز مانند در دایناسورهای شکارچی به نخستین پرهای حقیقی تبدیل شده بود. پرهایی که بعدها باعث نجات آخرین بازمانده دایناسورها از سرنوشت دردناک عموزاده های دیگرشد.

دایناسورها به چند گروه تقسیم می شوند؟
 

این جانداران به سه گروه تقسیم می شوند :اولین گروه اورنی تیسکین ها هستند که دایناسورهایی گیاهخوار با تنوعی چشمگیربودند؛گروه هایی مثل دایناسورها ی زرهدار،خاردار، شاخ دارو منقاراردکی،همگی جزو این گروه هستند. همه اورنی تیسکین ها از همان نیای دو پای اولیه تکامل یافتند. بنابر این بسیاری از آنها نیز روی دو پای عقب خود راه می رفتند . اما بعد ها چندین گروه از اورنی تیسکین ها ی سنگین وزن کاملا چهار پا شدند . همه انواع این گروه از دایناسورها ،منقارهایی درنوک پوزه خود داشتند. اما به جز منقار ،دارای دندان هایی مناسب جویدن الیاف گیاهی بودند . در حقیقت ،هیچ خزنده ای به جز اورنی تیسکین ها نمی تواند غذا را در دهان خود بجود. اورنی تیسکین ها نه تنها غذای خود را درون دهان آسیاب می کردند،بلکه سنگ دان هم داشتند!از همه جالب تر وجود ماهیچه های گونه و صورت در این خزندگان است. این ماهیچه ها امروزه تنها در پستانداران دیده می شود،اما این گروه از خزندگان گیاهخوار نیز مانند پستانداران دارای این ویژگی بودند. گروه بعدی سوروپودومورف ها هستند.
سوروپودومورف ها نیز مثل گروه قبلی گیاه خوار بودنده اند. اما ویژگی بارز آنها گردنی دراز وسرهای کوچک آنهاست. سوروپودومورف های اولیه نیز دو پا و بسیار کوچک بودند. اما پس از چند میلیون سال،انواع غول پیکر و چهار پا از آنها تکامل یافتند که امروزه به نماد فانتزی دنیای دایناسورهای گیاهخوار تبدیل شده اند. بعضی از بزرگترین انواع سوروپودها تا 40 متر درازا داشتند و ارتفاع شانه های آنها به هشت متر از سطح زمین می رسید. با این وجود تصور می شود وزن آنها خیلی هم زیاد نبوده است:چیزی حدود 70تن ! در حقیقت اگر به خاطر مهره های تو خالی آنها نبود ،حیواناتی به این بزرگی می باید حدود 200 تن وزن داشته باشند . اما متنوع ترین و جالب ترین دایناسورها ی شکارچی یا تروپودها هستند. تروپودها شامل تنوع رنگارنگی از انواع دایناسورهای کوچک و بزرگ دوپا بودند. برخی از تروپودها نیز مثل دو گروه قبلی کاملا گیاهخوار شدند ،اما هیچ کدام ازآنها مثل گیاهخواران غول پیکر اورنی تیکسن و سوروپود چهار پا نشدند. تروپودهای گیاه خوار غول پیکر ،جانورانی مرغ مانند و پر دار بودند که طول بدن برخی از آنها به 10 متر هم می رسید و قدقد کنان به دنبال میوه هاو شاید گاهی جانوران کوچک روی زمین را جست و جو می کردند.بسیاری از تروپودها نیز شکارچی های درنده خو و قهاری بودند . تیرانوسورها ،ماشین های کشتار غول پیکری بودند که از انواع دو متری تکامل یافتند. اما طول برخی از آنها به 14 متر هم می رسید . اما بر خلاف تصور شما ،بزرگترین دایناسور شکارچی تیرانوسوروس(Tyrannosaurus) نیست .اسپاینوسوروس(spinosaurus)،با 17 متر طول ،جیگانوتوسوروس( Giganotosaurus) با 15 متر طول ، هر دو از تیر انوسوروس غول پیکر تر بودند .برخی از تروپودهای شکارچی نیز اندازه هایی کوچک تر داشتند،اما به صورت گروهی شکار می کردند .این گرگ های دنیای دایناسورها ،نزدیک ترین خویشاوندان پرندگان هستند. در واقع پرندگان از نسل یکی از همین شکارچی های درنده خو و کوچک اندازه تکامل یافتند.

آیا دایناسورها خون گرم بودند؟
 

مساله بسیار غامضی در این مورد وجود دارد . می دانیم که پرنده های امروزی خون گرم هستند و نزدیک ترین خویشاوندان زنده آنها،یعنی کروکدیل هاخون گرم نیستند. موضوع اینجاست که باید زمانی در مسیر تکامل از دنیای مشترک کروکودیل ها تا دایناسورها و پرندگان امروزی سطح سوخت و ساز افزایش یافته باشد ، اما نمی دانیم کی . خیلی ها اعتقاد دارند که همه دایناسورها که از آن صحبت کردیم خون گرم بوده و این ویژگی به نسل های بعدی از جمله پرندگان نیز به ارث رسیده است. اما دانشمندان دیگری هم هستند که مخالف این نظرند . مخالفان می گویند حتی پرندگان اولیه نیز چندان خون گرم نبوده اند و این ویژگی تنها در پرندگان امروزی ظاهر شده است. دلایل این دانشمندان هم بسیار جالب است. وجود پر، رفتارهای اجتماعی ،شیوه راه رفتن و شکار ،قلب چهارحفره ای، پیداشدن فسیل دایناسورها در مناطق سردسیر قطب شمالی و جنوبی و... از جمله مهمترین دلایل دانشمندان برای حمایت از فرضیه خون گرم ، بودن دایناسورهاست. در مقابل می دانیم حتی کروکدیل های نه چندان خون گرم برای مثال قلبی چهار حفره ای دارند و انواع دونده و حتی دو پا نیز میان کروکودیل ها در گذشته خون گرم بوده اند و به طور ثانویه برای تطابق با زندگی نیمه آب زی سطح سوخت و ساز بدنشان پایین آمده است. مخالفان این فرضیه دلایل دیگری دارندکه نشان می دهد سوخت و ساز دایناسورها با پرندگان و پستانداران امروزی متفاوت بوده است. پرندگان و پستانداران امروزی سرعت رشد کما بیش ثابت و یکسانی درهمه طول سال دارند . اما بررسی استخوان های دایناسورها و پرندگان اولیه نشان می دهد رشد استخوان ها در این جانوران وابسته به فصل بوده است. حلقه های رشد فصلی ازویژگی های جانوران خونسرد است . با وجود همین خطوط رشد نشان می دهد سرعت رشد یک دایناسور تقریبا به اندازه یک پستاندار بوده است. یعنی بر خلاف خزندگان امروزی که رشد بسیار کند و آهسته ای دارند ، دایناسورها در مدت زمان کمی به سن بلوغ می رسیدند. با بررسی همه این دلایل متوجه می شویم که احتمالادایناسورها نه چندان خونگرم و نه چندان خونسرد بوده اند . سوخت و ساز آنها چیزی میان خزندگان امروزی پرندگان بوده است. برخی از دایناسورها مغزهایی بسیار بزرگ و کارآمد داشتند. حتی یک بار دانشمندی فرضیه ای مطرح کرد که اگر برای دایناسورها انقراض رخ نمی داد، چه بسا برخی از آنها به گونه های بسیار هوشمند تکامل می یافتند. در حقیقت این اتفاق رخ داده است! بسیاری از پرندگان امروزی هوشی فراتر از انتظار دانشمندان دارند. کلاغ ها و بسیاری پرندگان دیگر به راحتی از ابزار استفاده می کنند ؛طوطی و بسیاری از کلاغ ها هم قادر به تقلید صدای جانوران دیگر و حتی انسان ها هستند. اخیرا دانشمندی عصب شناس تحقیقی منتشر کرده که نشان می دهد پرندگان سخنگو تنها ماشین های معصوم مقلد نیستند ، بلکه می دانند چه می گویند !بسیاری از پرندگان اجتماعی مانند منقارشاخی ها و کاکا یی ها نیز سطوح بالایی از هوش اجتماعی نشان می دهند که قابل مقایسه با پستانداران هستند.
منبع:دانستنیها شماره 16


 
این حیوانات خوش بو!
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

رایحه های شگفت انگیز با منشا حیوانی
 

رایحه و عطر خوش ، همیشه مختص به گل ها و گیاهان خوش بو و معطر نیست بلکه در این کره پهناور رایحه های شگفت انگیز و بسیار دلنشینی وجود دارد که منشا حیوانی دارند. چند سال پیش که به دلیلی در "خُنج" لارستان در جنوب استان "فارس" بودم ، روزی دوستانم عقربی گرفتند، آن را در شیشه انداختند و با خودکار با آن جانور بازی کردند . در نهایت ، عقرب خودکشی کرد. آنها برای من تعریف کردند که چند لحظه بعد بوی خودشی از درون آن شیشه به هوا برخاست که منشاآن رایحه ، زهر آن عقرب بود. آیا واقعا هم عقرب ها زهر خوش بویی دارند یا این منحصر به عقرب های "خنج" لارستان است ؟
به هر روی ، این پیش زمینه باعث شد که راجع به رایحه های شگفت انگیز و خوش بو با منشا حیوانی جست و جو و تحقیق کنم و نتایج مشتاقان دانش ارائه نمایم.

آهو
 

از معروف ترین رایحه های خوش بو و معطر با منشا حیوانی ، مشک آهو است . در زبان فارسی به این رایحه "مشک" و اهل ماوراءالنهر بدان "مشک" گویند.
اعراب آن را "مسک" و انگلیسی ها MUSK می خوانند . مشک چهار قسم است :
قسم اول ، ترکی : از حیوانی شبیه آهوی چینی به طریق "حیض" یا "بواسیر" دفع شود.
قسم دوم " تبتی " از ناقه (ناف حیوان) حاصل شود که خون اطراف در ناف جمع شده بعد از رسیدن به سبب خارشی که در پوست آن حادث شود ، حیوان بر سنگ ها مالیده تا جدا شود.
قسم سوم ، چینی: بعد از ذبح حیوان ، اطراف ناف آن را با دست مالیده تا خون اطراف در ناف جمع شود.
قسم چهارم ، هندی: آن خونی است که از ذبح آن حیوان گرفته با جگر و سرگین روده او مخلوط نموده قدری مشک خالص به آن ممزوج ساخته ...
اما آهوی آن حیوانی است که از آهو کوچک تر ، در بلاد "چین" و "هند" و "ترک" پیدا شود . دست ها کوتاه تر از پای اوست و دو دندان پیش کج به طرف زمین [خارج از فضای صورت مثل فیل] و شاخ آن سپید و منحنی است.(1)
پیامبر بزرگ اسلام (ص) از این ماده خوش بو استفاده می کردند(2) کلمه "مسک" یک بار در قرآن ذکر شده است.(3)

گربه
 

دانشمندان اسلامی به وجود سه نوع گربه قائل هستند. اهلی ، وحشی و زباد.(4)
صاحب "برهان قاطع" در این زمینه گوید : زیاد عرق و چرکی باشد که آن را از میان پای جانوری گیرند و آن جانور به "گربه" مانند باشد ، لیکن سر او از سر گربه کوچک تر است و آن عرق به غایت خوش بوی می باشد و از جمله عطریات مشهور است .
صاحب "اقرب الموارد" نوع استحصال این ماده خوش بو را به گونه دیگری توضیح می دهد : زباد نوعی بوی خوش است که از حیوانی شبیه گربه به نام گربه زیاد دوشیده می شود.
صاحب "منتهی الارباب" نحوه دیگری از استحصال را توضیح می دهد و می نویسد : برای به دست آوردن عطر ، حیوان مذکور را طوری نگه می دارند که هیچ گونه حرکت نکند . سپس ماده خوش بوی را از آن محل جدا می سازند.
ظاهرا نزدیک مخرج (دُبُر) حیوان است و آن را با معلقه از میان دو ران حیوان بر می دارند .
بهترین انواع زباد ، مربوط به گربه "شمطری"(سوماطرایی) است . به فرانسوی Civette گویند.
بوی زباد مشک مانند و گاه آمیخته به بویی می باشد که اندکی تند و زننده است . در کارخانه های عطر سازی برای رفع بوی تند آن ، ماده دیگر در آن می آمیزند و نیز مواد معدنی چون " نشادر" یا زیرکربنات ، زیر فسفات ، آهک و اکسید آهن داخل می کنند ، زیرا زباد به تنهایی نادر و گران است . زباد دارای خاصیت تحریک شدید است . لذا در بیماری های عصبی و نیز برای ساختن داروهای نشاط آور و مقوی حواس تجویز می شود. اکنون به هیچ وجه استعمال آن به عنوان دارو تجویز نمی شود وتنها درعطرها از آن استفاده می شود. گربه زباد را "رُبّاح" نیز گویند.(5)

ماهی
 

یکی از رایحه های معروف و قدیمی که بشر آن را کشف نموده و مشنا حیوانی دارد ، "عنبر" است که از نوعی ماهی استحصال می شود.
عنبر ماده ای است چرب ، خوش بو، کدر ، خاکستری رنگ و رگه دار که از روده یا معده ماهی عنبر (کاشالو ، به فرانسوی Cachalot و به لاتینی macrocephalus) گرفته می شود . این ماده در عطرسازی به کار می رود ، وزن قطعات عنبر مستخرج از داخل روده و معده ماهی عنبر بین 0/5 تا 10 کیلوگرم و گاهی بیشتر (تا 20 کیلوگرم ) است . تولید عنبر در داخل دستگاه گوارش ماهی عنبر به واسطه ترشحات سیاه رنگ جانور نرم تنی به نام ماهی مرکب (به فرانسوی Seiche) است که مورد تغذیه این حیوان واقع می شود. بوی مطبوع این ماده سیاه رنگ در داخل دستگاه گوارش ماهی عنبر حفظ می شود و حتی پس از مرگ ماهی عنبر ، بوی مطبوع آن در داخل دستگاه گوارشی حیوان محفوظ می ماند . معمولا ماهی عنبر را در دریاهای شمال و اطراف ژاپن و گاهی در دریاها مجار "جاده و "سوماترا" شکار می کنند و پس از شکافتن شکمش، از داخل معده و روده اش عنبر را استخراج می نمایند. هر قدر حیوان، از ماهی مرکب بیشتری تغذیه کرده باشد ، مقدار عنبر موجود در داخل دستگاه گوارش آن بیشتر است.(6)
لازم به ذکر است که پیامبر بزرگ اسلام (ص) از عنبر نیز استفاده می نمودند.(7)

صدف
 

از رایحه های خوش با منشا حیوانی که بیشتر به آن دست یافته ، "اظفارالطیب" است که علاوه بر رایحه خوش ، خاصیت درمانی نیز دارد . به فارسی "ناخن پریان" گویند. "دولعه" نام دیگر ؟ان است و آن یک نوع صدف مدور است که چون آن را به خاکستر گرم کنند، بر شکل ناخن چیزی از آن برمی آید . از جزایر "هندوستان" آرند آنجا که سنبل بروید و بعضی از "قلزم" آرند و بعضی بابلی باشد و بعضی را مکی گویند. از "جده " آرند بوی او لطیف کننده است .
ابن بیطار در "مفردات" آورده : ماده ای معطر است به رنگ سیاه شبیه به ناخن و در بخور به کار برند. اظفار الطیب بحرین از دیگر جاها بهتر است و هم] این عطر [در بحراحمر به دست آید و از جده آرند.
حمزه گوید : نیکوترین وی آن است که به جهت بخور به اطراف برند و آن چه خام بود از او بوی کریه آید و آنچه بریان کرده باشند از او بویی [شبیه ] عنبر آید .(8)

موش
 

صاحب "آثار البلاد و اخبار العباد" چنین گزارش نمودهاست که : در خانه های "تبت" موش هایی است سیاه که بوی مشک دهند و لیکن مشک از آنها حاصل نشود .(9) عرب به موش مشک "فاره المسک، گوید .(10)

فیل
 

از رایحه های شگفت انگیز دیگر با منشا حیوانی ، فیل در حالت برانگیختگی است که کمتر به آن پرداخته شده است . شیخ مسعودی در کتاب ارزشمند "مروج الذهب" در این موضوع تحقیق کرده و آورده است :
در وقت معین سال به سرزمین هندوستان از پیشانی و سر فیل عرقی خارج می شود که چون "مِشک" است و هندیان در زمانی معین منتظر پیدایش این بوی خوش هستند که آن را استحصال می نمایند و با روغن های خوش بو بیامیزند و از همه بوهای خوش گرانقدرتر و مرغوب تر است ، و پادشاهان و خواص آن را برای مقاصد گوناگون به کار برند که از آن جمله ، خوش بویی و بخورسوزی است که از همه بوهای خوش بهتر است و استعمال و استشمام آن در مرد و زن رغبت ، هیجان ، طرب ، نشاط و شادمانی به همراه آورد. بسیاری از دلیران و شجاعان هند هنگام جنگ از این روغن استفاده می کنند که به عقیده آنها دل را شجاع و جان را نیرومند می سازد و آنها را به هجوم و حمله وامی دارد . بیشتر این نوع عرق در پیشانی فیل ، موقعی از سال پدیدار می شود که در حالت جفت یابی و هیجان است . در این موقع فیل بانان و مراقبان از فیل گریزان می شوند زیرا بین غریبه و اشنا تفاوتی نمی گذارد و چون فیل چنین شود به دره ها ، کوه ها و جنگل ها رود و از محل خود دور می شود و از وطن غیب می کنند . هندیان درباره پیدایش این نوع بوی خوش که در این حالت از فیل پدید می آید ، گفت و گوها دارند.(11)

خرس
 

"کوآلا" نوعی خرس درختی است که در "استرالیا" زندگی می کند . کوآلا به زبان بومی یعنی "من آب نمی خورم!" و این اسم را از این جهت به این حیوان ملایم و شیرین داده اند که هرگز آب نمی خورد و مایع لازم بدن او از شیره برگ درخت "اکالیپتوس" تامین می شود.(12) بدن کوآلا به علت این که این حیوان برگ اکالیپتوس می خورد ، بوی مخصوصی می دهد که بسیار مطبوع است ولی حشرات از این بو متنفرند.(13)

بیدَستَر
 

بیدستر (سگ آبی) بمی امریکای شمالی (14) (با نام علمی (ondatra zibethicus) از قرن هفدهم شناخته شده است . این جانور دارای غده مترشحه مرموزی است که رایحه ای خوش از آن صادر می شود. از طریق وسایل شیمیایی ، این ماده در دهه 1940 استخراج و کشف شد.(15)

اردک
 

دیگر از جانوران با رایحه خوش اردک استرالیایی جنوبی (16) (Biziura lobata) است . اردک Musk duck یا "اردک مشک بوی" نام خود را از رایحه خوشی گرفته که از طریق غده مترشحه در ناحیه پشت آن صادر می شود.(17)

سوسک
 

نوعی سوسک (18) (با نام علمی Aromia moschata) از جمله سوسک های اروپایی ـ آسیایی است که رایحه ای خوش از خود صادر می کند.(19)
این سوسک شاخک دراز از خود رایحه خوشی مانند عطر گل های سرخ تولید می کند.(20)

لاک پشت
 

نوعی لاک پشت (21) وجود دارد که از زمره جانوران با رایحه خوش به حساب می آید .Sternotherus odoratus گونه ای از لاک پشت های کوچک است که در نواحی کانادا و نواحی شرقی ایالات متحده زندگی می کنند . این لاک پشت در مواقع خطر ، یک رایحه از خود صادر می کند که مثل بوی مشک است.(22)

تمساح
 

در نواحی آمریکای مرکزی نیز تمساحی وجود دارد که رایحه خوش از آن به دست می آید . در این نوع تمساح ها دو جفت غذه مترشحه با رایحه خوش وجود دارد که یک جفت آن در گوشه ارواره و یک جفت نیز در نزدیکی مخرج جانور است.(23)

مار
 

برخی مارها نیز دارای بوی خوش هستند.(24) این مارها را رایحه ای چون بوی مشک از انتهای دم در حالت تدافعی خارج می کنند.(25)

گاو
 

گاوهای بومی نواحی قطبی شمال قاره آمریکا و سوئد ، سیبری و نروژ (26) (با نام علمی Ovibos moshatus) از منابع رایحه خوش با منشا حیوانی محسوب می شوند. این پوست این نوع گاوها کت های ضخیم و گرم درست می کنند.
وجه تسمیه این حیوان به Mushox (گاو خوش بو) به علت وجود این رایحه خوشی است که در فصل جفتگیری نرها برای جذب ماده ها ایجاد می کنند.

ماسک شرو
 

نوعی جانور شبیه موش است که پوزه درازی دارد و به آن Muskshrew گفته می شود . نام علمی این جانور sorrex murinus است . این جانور رایحه ای قوی از مشک ایجاد می کند. ماسک شرو در هند یافت شده و به آن سوندلی (sondeli) و مونجورو (Mondjourou) می گویند .(28)
زهر خوش بوی عقربی که خنج لارستان بود ، باعث شد تا من درباره رایحه های شگفت انگیز و خوش بو با منشا حیوانی تحقیق کنم و این مقاله را بنویسم . بعید نیست رایحه های خوش دیگری با منشا حیوانی در عالم وجود داشته باشند که ما هنوز بدان دست نیافته ایم.

پی نوشتها
 

1. ر.ک: دهخدا ، (مدخل مشک )
2. ابن سعد ، محمد (م. 230هـ) ، الطبقات الکبری ، چاپ بیروت ، الطبعه الاولی ، ج1 ، ص 305،
3. 26/83
4. المجلسی ، محمد باقر (م.110هـ) ، بحارالانوار ، ج62 ، ص 68
5. ر.ک: دهخذا (مداخل رباح ، زباد)
6. همان ، مدخل (عنبر)
7. ابن سعد ، محمد ، همان ، ج1 ، ص 305
8. ر.ک : دهخدا (مداخل اظفار الطیب و دولعه)
9. قزوینی ، زکریا بن محمد (م. 682هـ) ، آثار البلاد و اخبار العباد ، امیر کبیر ، تهران ـ 1373 هـ.ش . ص 127.
10. همان ، ص 70
11. المسعودی ، علی بن احسین (م.346هـ) ، مروج الذهب ، دارلهجره ـ قم ، چاپ دوم . ج1 ، ص 451.
12. شکار و طبیعت اردیبهشت 1342ش
13. مهرین ، مهرداد ، دایره المعارف یا اطلاعات عمومی ، کتابخانه سنایی و موسسه مطبوعاتی کاویان ص 294.
14.Musjduck / 15- Musk /16-widipadia
17.همان
18- Muskduk/ 19- Muskbeetle
20.همان /Muskbeetle
21-Musk turtle /22- wikipedia /sternotherus odoratus /23- wikipedia/Musk
24. همان
25- www.jstor. org /pss/1565381# journal Info/
26. Muskox / 27- Wikipedia /Musko / 28- dictionary .die .net/ Musk%20 shrew

 

منبع: ماهنامه دانشمند


 
ساکنان شگفت انگیز؛ طبیعت وحشی
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:
آنها آن قدر عجیب و غریب هستند که نمی توان وجودشان را باور کرد.
حیات وحش مملو از جانوران زیبا، رنگارنگ، اهلی و وحشی است. روی زمین، زیر دریاها و در آسمان همه جا اقامتگاه این حیوانات است و مادر طبعت با آغوش باز هریک از آنها را در خود جای داده. همواره ساکنان طبیعت وحشی مورد توجه انسان ها قرار داشته اند و این انسان های کنجکاو در صددند تا هر طور شده به راز زندگی این جانوران پی ببرند. یکی از موضوعات مورد علاقه جانورشناسان و حتی عکاسانی که فقط از طبیعت و حیوانات عکس می گیرند یافتن حیوانات عجیب و غریب است. از این رو پایگاه خبری تلگراف که یکی از سایت های خبری معتبر دنیا شمار می رود نام بعضی از حیوانات را در ردیف عجیب ترین حیوانات جهان قرار داده است؛ حیواناتی که با دیدنشان شاخ درمی آورید.

موش کوربینی ستاره ای
 

موش کوربینی ستاره ای، بومی شرق کانادا و شمال شرقی آمریکاست. بینی ستاره ای معمولاً در جاهای پست زمین زندگی می کند و غذایش هم بی مهرگان، حشرات آبزی و کرم ها هستند. از آنجا که این موش کور عاشق شنا کردن است شناگر ماهری هم به شمار می رود. او دوست دارد بیشتر وقتش را در آب و شکار کردن بگذراند و در بیشتر مواقع هم مشغول کندن تونل های کم عمقی است که به بیرون از آب راه دارند. موش کوربینی ستاره ای معمولاً شب ها به راه می افتد و نکته عجیب در مورد این جانور این است که زمستان ها هم او را مشغول فعالیت و کند و کاو می بینید. این موش زمستان ها هم میان برف ها تونل می کند و زیر آب های یخ زده شنا می کند. بینی ستاره ای ها موجودات اجتماعی هسند و به صورت دسته جمعی زندگی می کنند.
بدن این موش کور ستاره ای پوشیده از پشم های ضد آب قهوه ای متمایل به مشکی به طول 15 تا 20 سانتی متر است، پاهای بزرگ و دم پهن و درازی دارد و دم این جانور محل ذخیره چربی است تا در بهار و فصل جفت گیری از آن استفاده کند. ماده بینی ستاره ای معمولاً در هر بارداری چهار تا پنج نوزاد به دنیا می آورد و وزن موش بالغ به 55 گرم می رسد و 44 دندان در دهان دارد. در انتهای پوزه این جانور 22 شاخک گوشتی، صورتی رنگ و متحرک به چشم می خورد که همین شاخک ها چهره او را از هم نوع های خود متمایز کرده است. نکته قابل توجه در مورد بینی ستاره ای این است که او قادر به بو کشیدن در زیر آب نیز هست. او این کار را به روش بسیار عجیبی انجام می دهد؛ این طور که ابتدا حباب هایی را به سمت چیزی که می خواهد بو کند می فرستد، سپس حبابی که بوی شیئی درون آن است به طرف جانور باز می گردد. او با بینی خود داخل حباب را بو می کند و در این حالت شاخک های ستاره ای شکل واحدی به خود می گیرند.
ناخن های موش کوربینی ستاره ای به جای اینکه به صورت عادی و مستقیم رشد کنند، برعکس به داخل رشد می کند. از آنجا که این موش عجیب، نابیناست به نظر می رسد که خرطوم او وظیفه شناسایی محل یا برخورد با جانوران دیگر را بر عهده دارد و با فعالیت های الکتریکی ای که در بدن شکار رخ می دهد او می تواند صید خود را شناسایی کند.

خرگوش آنغوره
 

خرگوش آنغوره از قدیمی ترین نژادهای خرگوش های خانگی به شمار می رود و با موهای بلند و نرمش شناخته می شود. در اواسط سال 1700 نگه داشتن خرگوش بین خانواده های اشرافی مد بود و از این رو این جانور را از شهر آنکارا- پایتخت ترکیه- به فرانسه آوردند و این جانور به دلیل قیافه با نمک خیلی زود بین فرانسوی ها محبوب شد و رفته رفته جایش را تا پایان قرن بین اروپاییان باز کرد. در اواسط دهه 1900 برای اولین بار خرگوش آنغوره به آمریکا راه یافت و از آن سال به بعد این خرگوش ها را با هدف دیگری یعنی چیدن پشمشان پرورش دادند.
پوست بدن خرگوش های آنغوره بسیار نرم، پشمی و ابریشمی است. البته حتی اگر این جانور با هدف گرفتن پشم از او پرورش داده نشود، باید مرتب اصلاح شود؛ چرا که ممکن است به دلیل پشمالو بودن بیش از حد- خصوصاً در روزهای گرم تابستان- دمای بدنش بالا رود و دچار سکته قلبی شود.
تا پیش از سال 1939 گونه ای از خرگوش آنگورا وجود داشت که او را ردیف گونه های انگلیسی و فرانسوی قرار می دادند. این گونه به جای مو، مانند گوسفند پشم داشت که تا گوش هایش رشد می کرد.
خرگوش آنگورا در رنگ های مختلفی از جمله سفید با خال های سیاه به چشم می خورد و از آنجا که قیافه خوبی دارد از همان ابتدا به صورت یک حیوان خانگی نگهداری می شد.
خرگوش آنغوره انواع مختلفی دارد که از میان آنها خرگوش بزرگ مشهور است. همان طور که از نامش پیداست این جانور از تمام گونه های خود بزرگ تر است و در پشم آن سه نوع موی متفاوت یافت می شود.

آیی آیی
 

آیی آیی یک جانور کمیاب از نژاد شامپانزه هاست که تنها در یک نقطه از کره زمین یافت می شود و آن جزیره ماداگاسکار است. البته خیال نکنید که اگر به امید دیدن آیی آیی به ماداگاسکار سفر کنید، می توانید به راحتی آن را ببینید چون این جانور به ندرت جلوی چشم انسان ها ظاهر می شود و به هیچ عنوان شبیه به بقیه شامپانزه ها نیست.
معمولاً آیی آیی ها به رنگ قهوه ای تیره یا مشکی متولد می شوند و جالب اینجاست که دم پشمالوی آنها از تمام بدن این حیوان بزرگ تر است. انگار هیچ چیز در بدن این جانور تناسب ندارد، چشم های درشت، گوش ها تقریباً بزرگ و انگشتان بسیار کشیده و لاغر با پنجه های نوک تیز باعث شده تا چهره بی تناسب این حیوان دیدنی به نظر آید. در میان انگشتان آیی آیی تنها دو انگشت شستش نوک تیز نیست و نوک تیز بودن دیگر انگشتانش برای این است که او بتواند به راحتی از شاخه ها آویزان شود و پایین را خوب تحت نظر بگیرد.
آیی آیی ها معمولاً تمام عمر خود را روی شاخه درختان جنگل های باران زا می گذرانند و به هیچ عنوان علاقه ای به زندگی روی زمین ندارند، از این رو هرکاری می کنند تا پایشان به زمین نرسد. لانه این جانور که از شاخه و برگ درختان آن را می سازد کاملاً شبیه به یک توپ است و روزها در لانه خود دقیقاً شبیه یک توپ گرد خود را محکم حلقه کرده و استراحت می کند. لانه آیی آیی دایره بسته ای است که جانور از طریق سوراخی که در آن تعبیه کرده وارد و خارج می شود.
وقتی آیی آیی گرسنه اش می شود روی درخت می نشیند و با انگشت وسط خود شروع به ضربه زدن به تنه درخت کرده و بعد خوب گوش می کند تا صدای لاروهایی را که زیر پوسته درخت حرکت می کنند، بشنود و وقتی که جای حشره را بیرون می آورد و می خورد. اگر هم سیر نشد نارگیل و میوه های دیگر را هم پوست می کند و می خورد. آیی آیی ها پستاندار هستند و یک بار در سال بچه دار می شوند و نوزادی که به دنیا می آید یک آیی آیی بسیار کوچک و نابینا و کچل است که با گذشت زمان آهسته آهسته رشد می کند و بالغ می شود و بینایی اش را به دست می آورد.
مردم ماداگاسکار زیاد به این جانور علاقه ندارند و از نظر آنها آیی آیی یک جانور بدیمن است و بر این باورند که برای خانواده ها نحسی می آورد و پیش از اینکه انجمن حمایت از حیوانات به حفاظت از آنها بپردازند مردم هرجا که آیی آیی ها را می دیدند بدون درنگ آنها را می کشتند.

اژدهای دریایی
 

همان طور که از نامش پیداست در دریا زندگی می کند. این جانور دریایی خرطوم بلند تیوپ مانندی دارد و برخلاف ظاهرش پوست این اژدها سفت و محکم است. نکته عجیب درباره این آبزی این است که چشم هایش به طور جداگانه از یکدیگر حرکت می کند و هیچ دندانی ندارد و بین اعضای داخلی بدنش جای شکم خالی است؛ در حقیقت اژدها اصلاً شکم ندارد.
این اژدها که انگار به بدنش برگ آویزان است معمولاً به رنگ سبز طلایی و نارنجی دیده می شود. اژدهای دریایی تازه متولد شده تا زمانی که آن قدر بزرگ شود که بتواند شکار کند از پلانکتون ها تغذیه می کند اما غذای اژدهای بالغ سخت پوستانی مثل میگوها و لار و حشرات دریایی هستند. البته اژدهای دریایی در بارداری شبیه به اسب کوچک دریایی است؛ چرا که در این آبزی ها هم جانور نر تخم را تا زمان به دنیا آمدن نوزادان نگاه می دارد.
اژدهای دریایی ماده هنگام باروری تا 250 تخم صورتی رنگ را روی دم اژدهای نر می ریزد و تخم ها از شش تا هشت هفته همان جا در کیسه مخصوص می مانند و از همان کیسه اکسیژن رسانی لازم صورت می گیرد تا بارور شوند. نوزادانی که سر از تخم بیرون می آورند، کاملاً شبیه به والدین خود هستند اما در اندازه کوچک تر و به محض متولد شدن کاملاً مستقل به زندگی خود ادامه می دهند.

اکیدنه نوک دراز
 

این حیوان معمولاً با نوک بسیار درازش که دو سوم سر او را تشکیل می دهد شناخته می شود. اکیدنه نوک دراز یک ویژگی منحصر به فرد دارد و آن این است که با وجود پستاندار بودن تخم گذار است. از آنجا که انسان ها روی بیشتر جنگل هایی که این گونه جانور در آن زندگی می کند دست گذاشته و با قطع درختان برای خود مزرعه درست کرده اند یا معادنی در این جنگل ها کشف کرده اند و زیستگاه اکیدنه نوک دراز را در معرض نابودی قرار داده اند، نام این جانور در ردیف حیوانات در حال انقراض قرار دارد.
از روی فسیل های به دست آمده، جانورشناسان به این نتیجه رسیده اند که اکیدنه ها ساکنان چند میلیون ساله کره زمین هستند. با وجود مطالعاتی که دانشمندان روی این گونه جانوری انجام داده اند اما هنوز هم راز سازگاری اکیدنه نوک دراز با محیط کشف نشده است. اکیدنه زنده زا نیست بلکه با گذاشتن چندین تخم چندین اکیدنه ی کوچک متولد می شوند و از این روست که در طول میلیون ها سال منقرض نشده اند.
اکیدنه نوک دراز از هیچ دندانی در دهان ندارد و در عوض یک زبان خاردار طویل در نوکش به چشم می خورد که با آن شکار را از صعب العبورترین لانه ها هم بیرون می کشد. اکیدنه حیوان بسیار آرامی بوده که در کندن زمین بسیار حرفه ای است و روی بدن و پاهای عقبی اش مانند جوجه تیغی خار دارد؛ با این تفاوت که خارهای اکیدنه کوتاه تر از خارهای جوجه تیغی هستند اما مانند جوجه تیغی وسیله دفاعی او به حساب می آید.
اکیدنه نوک دراز بیشتر در اندونزی و پاپوآ در گینه نو یافت می شود اما این جانور قابلیت سازگاری با انواع مکان ها، از کوهستان گرفته تا جنگل های انبوه رار دارد. اگرچه اطلاعات زیادی درباره نحوه زندگی این جانور در دست نیست اما به نظر می رسد اکیدنه تمام شب بیدار است و روزها در لانه اش که بیشتر چوب توخالی و عمیق و باریک یا حفره است به سر می برد. نکته جالب درباره این جانور این است که به جز فصل جفت گیری باقی سال را تنها زندگی می کند.
اکیدنه نوک دراز در هر بارداری تا شش تخم می گذارد و آنها را در کیسه اش نگه می دارد تا نوزادها سر از تخم بیرون بیاورند و بعد از تولد اکیدنه های کوچک باز هم آنها تا شش هفته درون کیسه مادر می مانند و با او به این طرف و آن طرف می روند و تازه بعد از این مدت جرأت بیرون پریدن از کیسه را پیدا می کنند و از مادر جدا می شوند.
غذای اکیدنه را حشرات، کرم های خاکی و لار و سوسک ها تشکیل می دهند. اکیدنه با نوک دراز و زبانی که دارد در شکار این حشرات بسیار ماهر است.

ماهی حبابی
 

ماهی حبابی را بیشتر می توان در سواحل استرالیا و تاسمانیا دید اما تصور نکنید که بتوان به راحتی این ماهی را دید چرا که این گونه بسیار نادر است. علت کمیاب بودن ماهی حبابی این است که معمولاً در عمق 800 متری دریاها زندگی می کنند، در این عمق فشار سطح آب هشت برابر بیشتر از سطح دریاست و از این رو کمتر ماهی ای می تواند در این عمق زنده بماند و تنها دلیلی هم که ماهی حبابی توانسته در چنین عمقی جان سالم به در ببرد شکل خاص و ترکیب ژلاتینی آن است.
از آنجا که ماهی حبابی، ژلاتینی است به همین دلیل ماهیچه ای در بدن این جانور یافت نمی شود و او همیشه روی آب در یک نقطه شناور است. تحقیقات دانشمندان نشان داده که ماهی حبابی بیشتر از نرم تنانی مانند حلزون های دریایی تغذیه می کند و برای شکار کردن هیچ تلاشی نمی کند و در یک نقطه آرام و بی حرکت می ماند تا صید به او نزدیک شود و او آن را ببلعد. ماهی حبابی به خوبی می داند که برای سیر شدن هیچ نیازی به جنب و جوش زیاد نیست و همین باعث شده تا همه او را به عنوان یک ماهی تنبل و زشت بشناسند. زمان بارداری ماهی حبابی که می رسد، ماده آن هزاران تخم می گذارد که تا بیرون آمدن نوزادان روی آنها شناور می ماند و گاهی اوقات هم مثل یک مرغ روی تخم هایش می نشیند. بسیاری از صیادان به دلیل چهره خنده داری که این ماهی دارد، پس از اینکه اشتباهی آنها را صید می کنند آن را به آب نمی اندازند و نگاه می دارند؛ غافل از اینکه اگر ماهی حبابی از آب بیرون آید خیلی زود حالت ژلاتینی خود را از دست می دهد و خشک می شود و می میرد.

آکسالاتل
 

آکسالاتل نوعی سمندر مکزیکی است، این گونه خاص به گروه سمندرهای ببری تعلق دارد و از گونه های دیگر جدا هستند چرا که حتی بعد از بالغ شدن هم دگردیسی نمی یابند و به صورت آبزی باقی می مانند.
اگرچه این گونه خاص در بسیاری از کشورها تازه شناخته شده اما در مکزیک گونه ای کاملاً شناخته شده است، مکزیکی ها بر این باورند که خاستگاه آکسالاتل ها رودخانه ای است که از مکزیک می گذرد.
در نگاه اول آکسالاتل ها بسیار شبیه به ماهی هستند اما یک ماهی عجیب و غریب که حتی توجه دانشمندان را هم به خود جلب کرده است. این جلب توجه دو دلیل دارد؛ اول اینکه چنانچه قسمتی از بدن این جانور از بین برود، سیستم بدنی آکسالاتل طوریست که قادر به ترمیم آن است و دیگر اینکه زاد و ولد این جانور بسیار ساده است و جنین های بزرگی دارند. معمولاً آکسالاتل ها را با ماهی های دیگری به نام سگ آبی اشتباه می گیرند اما این گونه کاملاً متفاوت است. قیافه عجیب و غریب این جانور باعث شده تا در بسیاری از کشورها از آن به عنوان یک حیوان خانگی نگهداری شود و این ماهی در کشورهایی مانند آمریکا، انگلستان، استرالیا و ژاپن بسیار پرطرفدار است.
آکسالاتل بالغ نزدیک به 22 سانتی متر قد دارد و آبشش های بیرونی، باله هایی که از دو طرف سر بیرون زده و سر پهن با چشم های بدون پلک، چهره بانمک و عجیبی را به این جانور داده است. نر و ماده این جانور از طریق اندازه بدن شناسایی می شود و ماده آن اگر باردار باشد به دلیل وجود تخم ها در بدنش عریض تر دیده می شود، آکسالاتل ها در چهار رنگ مختلف وجود دارند؛ قهوه ای، مشکی، صورتی و سفید.
این موجودات گوشتخوار هستند و معمولاً از جانوران کوچکی مانند حشرات، کرم ها و ماهی های کوچک تغذیه می کنند. این جانور آبزی عجیب و غریب از طریق حس بویایی خود طعمه اش را شناسایی می کند و سپس با حمله به طعمه آن را به درون دهان و مستقیم از آنجا به داخل شکم خود می کشد. این حیوان باید به صورت تکی نگهداری شود و چنانچه با همنوعان کوچک تر از خود در یک جا بماند آنها را می خورد، یک آکسالاتل بالغ را تنها می توان با آکسالاتل بالغ دیگر در یک جا نگهداری شود.

خرچنگ یتی
 

در سال 2005 دانشمندان سخت پوست جدیدی را کشف کردند؛ سخت پوستی که شبیه به خرچنگ بود. این جانور برای نخستین بار در آب های اقیانوس آرام دیده شد و نام آن را خرچنگ یتی گذاشتند. جانورشناسان می گویند که این خرچنگ گونه خاصی از خرچنگ ها است که چشم هایش هیچ رنگدانه ای ندارد و اگرچه دانشمندان هنوز مطمئن نیستند اما عقیده دارند که خرچنگ یتی قادر به دیدن نیست.
در اطراف دست ها و انبرهای این خرچنگ تارهایی مومانند مشاهده می شود که به نظر می رسد اندامی باکتریایی برای تصفیه باشد. خرچنگ یتی از روی موهای طلایی رنگش که قسمت هایی از اندام او را پوشانده است قابل تشخیص از خرچنگ های دیگر است.
مطالعاتی که دانشمندان بعد از کشف این جانور روی آن انجام داده اند نشان می دهد که موهای طلایی رنگ خرچنگ باکتری هایی هستند که به شکل رشته درآمده اند و به جانور کمک می کنند تا اگر سمی در اطراف محل زندگی این حیوان وجود دارد، آن را دفع کند.
خرچنگ یتی را که تنها 15 سانتی متر قد دارد می توان فقط در آب های اقیانوس آرام دید. از آنجایی که خرچنگ یتی به تازگی کشف شده است اطلاعات زیادی در مورد اینکه چه می خورد و چگونه شکار می کند در دست نیست اما دو نظریه در این مورد وجود دارد؛ نظریه اول اینکه این آبزی از باکتری های موجود در آب تغذیه می کند و نظریه دوم اینکه گوشتخوار است و خوراکش میگوهای کوچکند. اینکه این خرچنگ چگونه تولید مثل می کند نیز همچنان ناشناخته باقی مانده است.

مارماهی دهان گرد
 

ممکن است با شنیدن نام مارماهی همه فکر کنند که این جانور را بارها دیده اند اما این آبزی تنها تشابه اسمی با مارماهی دارد و گونه خاصی است که بسیاری از افراد هنگامی که نخستین بار آن را می بینند با مار یا مارماهی اشتباهش می گیرند در صورتی که این جانور هیچ یک از آن دو نیست. مارماهی دهان گرد در حقیقت یک نوع ماهی است با این تفاوت که شباهتی به ماهی هایی که تا به حال دیده ایم ندارد.
نکته قابل توجه و گیج کننده در مورد مار ماهی دهان گرد این است که این جانور جمجمه داشته اما ستون فقرات ندارد و بدنی شبیه به مار یا مارماهی دارد و از این رو حتی بسیاری از دانشمندان هم بر این باورند که این جانور از عجیب ترین گونه های دریایی در جهان است.
مارماهی دهان گرد تا 18 سانتی متر رشد می کند و انتهای دم او شبیه به پاروست. رنگ این جانور عجیب آبزی از صورتی تا آبی تغییر می کند و روی پوست بدنش نقطه های سیاه و سفید دیده می شود. علاوه بر همه این شگفتی ها، معمولاً مارماهی دهان گرد بینایی خوبی ندارد و هیچ اثری از باله روی بدن این ماهی یا آرواره در دهان او دیده نمی شود و در عوض شش عضله نوک تیز مانند یک سوراخ بینی در اطراف دهان او مشاهده می شود. این نوع ماهی، غذای خود را به وسیله یک جفت عضو آرواره مانند از جنس کراتین که به صورت افقی در دهانش قرار دارد به درون می کشد.
مارماهی دهان گرد در تمام آب های جهان به غیر از اقیانوس اطلس شمالی یافت می شود و معمولاً زیستگاه این جانوران آب های سرد به عمق 1219 متر است که بیشتر عمر خود را زیر زمین و در بستر نرم اقیانوس ها می گذرانند. میان جانوران آبزی روش تغذیه مارماهی دهان گرد از همه مشهورتر است؛ چرا که این جانور از داخل بدن دیگر ماهی ها - چه زنده و چه مرده- تغذیه می کند. کاری که این ماهی انجام می دهد این است که به آرامی مانند یک ژله از راه دهان وارد دهان ماهی می شود و شروع به خوردن اندام های داخلی جانور می کند. حال اگر ماهی زنده باشد بعد از اینکه مارماهی دهان گرد شروع به خوردن آن می کند رفته رفته جان خود را از دست می دهد و دهان گرد هم بعد از سیر شدن راه خود را به آرامی در پیش می گیرد تا از جسد خارج شود. جالب اینجاست که این ماهی پس از تغذیه می تواند ماه ها بدون غذا سر کند و جالب تر اینکه معمولاً صیادان از این جانور نفرت دارند؛ چارک ه بسیاری از ماهی هایی که صیادان صید می کنند، پیش از اینکه دست آنها به گوشت صید برسد مارماهی دهان گرد آن را یک لقمه چرب کرده است.
مارماهی دهان گرد بسیار خوش شانس است؛ چرا که کمتر جانور دریایی ای تمایل دارد چنین ماهی لاغر و چسبناکی را بخورد و همین جثه زشت و زننده مارماهی است که او را به چشم دانشمندان جانوری عجیب و متفاوت نشان داده است.

ناروال های شاخ دار
 

ناروال ها در قطب شمال زندگی می کنند و به ندرت می توان آنها را در قطب جنوب پیدا کرد. این جانوران گونه خاصی از نهنگ های سفید به شمار می روند. البته ناروال ها با نام دیگری به اسم نهنگ های ماه هم خوانده می شوند؛ چون از سمت چپ آرواره نهنگ نر شاخ حلزونی شکل و بلندی بیرون زده که باعث عجیب شدن قیافه این جانور شده است. این شاخ سه متر از جثه هفت متری نهنگ نر بلندتر است و در بین هر 500 ناروال نر یکی از آنها دو شاخ دارد. هرچند مطالعات زیادی روی این جانوران صورت گرفته بلکه عملکرد این شاخ ها در بدن مشخص شود اما هنوز جوابی برای این سوال یافت نشده است و تنها یک احتمال وجود دارد و آن اینکه این شاخ ها برای جذب جنس مخالف است و نهنگی که شاخش بلندتر باشد رهبری گروه ناروال ها را برعهده دارد، در مطالعاتی که اخیراً یک تیم اکتشافی به سرپرستی مارتین انویا جانورشناس مشهور انجام گرفته به نظر می رسد که این شاخ ها نوعی عضو حسی هستند و به دلیل وجود میلیون ها مجرا بر روی شاخ ها یک سیستم عصبی محسوب می شود و از این رو می تواند تغییر دما را احساس کند و نکته مهم در مورد شاخ ها این است که در صورت شکستن برخلاف شاخ های دیگر حیوانات به هیچ عنوان رشد نمی کند. ناروال ها جانورانی بسیار سنگین وزن هستند؛ به طوری که نر آن به 1587 کیلوگرم و ماده آن به 997 کیلو هم می رسد. معمولاً ناروال ها رنگ به خصوصی ندارند اما گاهی اوقات به رنگ های قهوه ای و مشکی هم دیده شده اند و هرچه این جانوران پیرتر می شوند رنگ پریده تر می شوند. ناروال ها شناگران قعر دریا هستند و از نوعی ماهی که در زیر آب های قطب زندگی می کند تغذیه می کنند. اگر ناروال بخواهد به قعر دریا برود یک شیرجه عمیق او حداقل دو متر در ثانیه سرعت دارد و بدین ترتیب این جانور عجیب در عرض هشت تا ده دقیقه می تواند به عمق 1524 متری دریا برسد و بدون اینکه ثانیه ای معطل کند دوباره به سطح آب برگردد.

خوک دریایی
 

اسکوتاپلان به خوک دریایی معروف است چرا که بدنی کاملاً متورم و گرد شبیه به خوک دارد. این جانور عجیب در حقیقت نوعی از خیار دریایی است و تمامی حرکات و رفتارش شبیه به حلزون ها می باشد و از ارگانیک های دریایی که در بستر اقیانوس زندگی می کنند تغذیه می کند. بدن این جانور آبزی آنقدر شفاف است که برخی از ارگان های داخلی او با چشم قابل رویت هستند.
این جانور در قعر اقیانوس زندگی می کند و یک جانور بی مهره است با بدنی نرم که در اطراف دهانش شاخک های گوشتی دارد. مطالعات دانشمندان نشان داده که شاخک های اطراف دهان خوک دریایی در حکم دست های او عمل می کنند و برای گرفتن غذا به او کمک می کند. خوک دریایی بسیار ترسو و گوشه گیر است. این حیوان عجیب و غریب هنگامی که بیرون از آب قرار می گیرد شاخک های گوشتی خود را جمع می کند و مثل یک توپ گرد می شود اما در آب کاملاً مثل یک حلزون با باز کردن شاخک هایش شنا می کند.
منبع: همشهری سرنخ، شماره 71

 


 
منبع گوناگونی ژنتیکی چیست؟
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  کلمات کلیدی:

چگونه گوناگونی در جمعیت توزیع می‌گردد؟ البته تمام اختلافات ظاهری موجودات زنده توارثی نیست، عوامل محیطی و رشدی موجود نیز مهم بوده و بنابراین برای دانشمندانژنتیک اهمیت دارد. مدتها قبل از اینکه انسان در مورد مکانیزم ژنتیکی فکر کند، این مکانیزم در طبیعت به صورت موثری عمل می‌کرده است. جوامع گوناگونی از حیوانات و جانوران بوجود آمدند که تفاوتهای موجود در آنها ، در اثر همین مکانیزم ژنتیکی بوجود می‌آمد.

تغییراتی که در اثر مکانیزم ژنتیکی و در طی دوران متمادی در یک جامعه موجود زنده تثبیت شده، تکامل نامیده می‌شود. تغییرات وسیعی نیز در اثر دخالت بشر در مکانیزم ژنها بوجود آمده که برای او مفید بوده است. جانوران و گیاهان وحشی ، اهلی شده‌اند، با انتخاب مصنوعی ، موجودات اهلی بهتر از انواع وحشی در خدمت به بشر واقع شده‌اند


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٧  کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com